پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 97 نتایج ارشد 97 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 97 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 97 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / آموزش های عمومی          22 اسفند 1389 - 13 March 2011



درست در لحظه ای که نمی دانیم کی فرا می رسد، خدا صدایمان می زند و در بهشت تنها در چند قدمی گام ها و تصمیم گیری هایمان گشوده می شود. افسوس و صدافسوس که اغلب مان درست در همین ثانیه چیزی جز دنیا نمی بینیم و تنها صدای دنیا را می شنویم.

اگر شما مالک ده ها پاساژ تجاری باشید و به قول معروف یکی از سرمایه داران قدر به حساب بیایید، با ثروت تان چه می کنید؟ حالا فرض کنید مالک یک مدرسه استیجاری با قدمت چندین و چند ساله هم هستید. بله، درست است ثروت شماست و خود می دانید که چه می کنید! ولی آیا راضی می شوید که بر پایه های یک مدرسه که حکم مسجد را دارد کلنگ بزنید و به جایش پاساژ علم کنید؟

خدا درست در همین ثانیه ها جلسه امتحانش را برگزار می کند. ممکن است به سراغ یک رفتگر ساده برود که میلیون ها تومان چک پیدا کرده و گاه ثروتمندی را به چالش می کشد که دریایی از اموال دارد.

حکایت برخی از مالکین مدارس استیجاری به ویژه در شهر تهران این گونه است!

مظلومیت تنها شامل افراد و اشخاص نمی شود، گاه ساختمان هایی که چند دهه کاربری ثابت داشته هویتش به دره ویرانی کشیده می شود و یک شبه مالک جدید به فکر بلدوزر انداختن و احداث ساختمانی با کاربری جدید می افتد. اغلب مدارس استیجاری به ویژه در شهر تهران با ابهام سرنوشت خود می سوزند و می سازند.

دایره حقوقی آموزش و پرورش نیز هیچ گاه پاسخ روشنی برای خروج از این ابهام نیافته و ترجیح می دهد با دست های خالی سکوت پیشه کند.

در رایزنی های تهیه این گزارش با آموزش و پرورش تهران پس از بارها فاکس، نامه و درخواست مصاحبه با مشاوران حقوقی هر بار این طور پاسخ شنیدیم که نامه هنوز از طبقه اول به دفتر مدیران نرسیده است!

آیا حقیقتا فاصله قول و عمل در رابطه با حل مسئله مدارس استیجاری به اندازه پله های همین راهرویی است که طبقات را به هم متصل می کند؟!

● سه هزار صفحه نامه نگاری برای نجات مدرسه!

هم اکنون بیش از ۸۹۰ مدرسه قلع و قمعی و چهار هزار و هشتصد مدرسه استیجاری در کشور وجود دارد که بیشتر آنها در تهران هستند.

اگر چه در طول سال تحصیلی مالکان نمی توانند حکم تخلیه مدرسه را اجرایی کنند، ولی با پایان یافتن مهلت ها و پایان یافتن سال تحصیلی عرصه برای مالکان باز می شود. رئیس سابق آموزش و پرورش شهر تهران سال گذشته از صدور حکم تخلیه ۹۰ مدرسه استیجاری در تهران و بلاتکلیف شدن دست کم ۱۸ هزار دانش آموز خبر داده بود. با توجه به کمبود اعتبارات همچنان تکلیف مدارس استیجاری قلع و قمعی مشخص نیست و در این بین تنها استرس مضاعفی را دانش آموزان و والدین شان متحمل می شوند. به گفته رئیس کمیسیون آموزش مجلس برای حل این مشکل دولت به ۱۸۰۰ میلیارد تومان نیاز دارد.

آخرین راه حل پیشنهادی معاوضه ملک استیجاری با یکی از زمین های آموزش و پرورش است که طی مصوبه ای از سوی دولت اعلام شده مالکین جلب رضایت شده با حضور نماینده آموزش و پرورش در دفترخانه های ثبت می توانند مراحل این معاوضه و ثبت را بدون پرداخت هزینه ای انجام دهند. اما مشکل زمانی پررنگ تر می شود که آموزش و پرورش با جدیت کار را دنبال نمی کند و مالکین نیز دلسرد از پیگیری ها روی یک پا ایستاده و می گویند ملک مان را می خواهیم!

حتی از طرف دولت تشکیل یک کار گروهی برای حل مشکل مدارس استیجاری پیشنهاد شده بود که اندک اندک این دغدغه به حاشیه رفت. در این بین وضعیت مدارس استیجاری با قدمت چندین و چند ساله در شهر تهران بیشتر حساسیت ها را برانگیخته و بحث برانگیز شده است.

همراه با محمدعلی پشنگ پور، رئیس هیئت امنای دبیرستان شهید مطهری در امتداد راهروهای وسیع و قدیمی این مدرسه قدم می زنیم. کل مساحت این مدرسه هشت هزار متر است و در حوالی میدان ولی عصر تهران واقع شده که نیم قرن کاربری آموزشی دارد. جمعا هزار دانش آموز پسر در این واحد آموزشی مشغول به تحصیل هستند.

به حیاط مدرسه که می رسیم، قد علم کردن دیواری سیمانی که زمین ورزش را محاط کرده و از بخش اصلی حیاط مدرسه جدا انداخته است، توی ذوق می زند!

گویی بعد از نیم قرن هویت فرهنگی این ساختمان را به دو نیم کرده باشند و دانش آموزی که از این مدرسه مستعد استعدادهای برتر کشور خاطره ای دارد، ناخودآگاه اشک در چشمانش حلقه می زند.

بچه ها آن سوتر به دنبال توپ می دوند، بی خبر از این که قرار است گوی سرنوشت مدرسه شان به نابودی کشیده شود. سه هزار صفحه نامه نگاری هیئت امنای این مدرسه برای آموزش و پرورش و در جهت جلب رضایت مالک روی دستان پشنگ پور سنگینی می کند.

پشنگ پور می گوید: «این ملک قبل از انقلاب در اختیار گروه فرهنگی مرجان بوده و با رخداد انقلاب اسلامی بسیاری از سرمایه گذاران وابسته به دربار به خارج از کشور گریختند. بعد از پیروزی انقلاب در این مکان دبیرستان پسرانه دایر شد تا این اواخر فردی ادعای مالکیت و خرید ملک را ابلاغ کرد. سؤال اساسی اینجاست که چرا سرمایه گذار ایرانی و متعهد باید با طناب پوسیده یک مشت از وطن گریخته به چاه بیفتد و ملکی را بخرد که هم اکنون مدرسه است! مگر در فرهنگ ایرانی و اسلامی می توان پایه های مدرسه را که شأنش کمتر از مسجد نیست، کلنگ زد؟! اتفاقا همه اهل خیر و دین می دانند که ساخت مدرسه تا چه اندازه سفارش شده و برکت دارد. حالا چطور است که یک فرد مدعی کار خیر این مکان را با هدف تأسیس بنیاد خیریه خریداری کرده و بعد می شنویم که در این محل قرار است هتل پنج ستاره، پارکینگ، پاساژ و... ساخته شود؟»

● خیرین باید به کمک بیایند

تسهیلات بانکی برای حل مشکل فضاهای آموزشی استیجاری درحال بازنگری است. با تشکیل هیئتی تا دو سال آینده مشکل مدارس استیجاری حل خواهد شد. احتمال ارجاع مدارس استیجاری به مجمع تشخیص مصلحت وجود دارد و...

این ها نمونه ای از تیترهای خبری است که پیرامون تعیین سرنوشت مدارس استیجاری در کل کشور و به ویژه شهر تهران طی سه یا چهار سال اخیر بر روی سایت های خبری دیده شده است.

حقیقت این است که در سال ۸۰ مهلت آموزش و پرورش برای از ابهام درآوردن سرنوشت مدارس استیجاری به سر رسیده، اما کمبود بودجه ها و اعتبارات سد حل این مشکل شده است.

کاظم الف، یکی از خیرین مدرسه ساز که تمایلی به ذکر نام خود ندارد، می گوید: «من آرزوی مدرسه سازی را از زمانی که کارگر آجرپزی بودم و جوانی بیش نبودم در سر داشتم. آجر روی آجر که می گذاشتم می خواستم آینده ام را بسازم، اما ساختن آینده در گرو ساختن آخرت و آرامش درون است.»

وی که از اهالی روستاهای اطراف اردبیل است، می گوید: «تا همین اواخر در روستای محل زادگاهم مدارس کانتینری و دورتر از آن کپری وجود داشت. من یک سرمایه دار متوسط به حساب می آیم، ولی با مشارکت چند خیر دیگر، یک مدرسه مجهز به آزمایشگاه و کارگاه فنی و حرفه ای در مرکز چند روستا دایر کردیم. همین که بچه ها سر صف صبحگاه یک صلوات برایم بفرستند، کافی است.»

وی افرادی را می شناسد که در سن هفتاد سالگی صاحب و مالک مدرسه استیجاری بوده اند. بارها به آنها پیشنهاد شده در حیاط مدرسه به خاک سپرده می شوند و نامشان بر سر در مدرسه نصب خواهد شد، ولی نپذیرفته اند!

کاظم الف می گوید: «شانس ساختن آخرت به هر کسی داده نمی شود. الان هنوز هم نقاطی در کشور وجود دارند که بی بهره از ساختمان مدرسه بوده و در کانتینر و یا کپر تحصیل می کنند. در چنین شرایطی ساختن یک مدرسه کمتر از ساخت مسجد نیست. مالکین مدارس استیجاری هم می توانند به آخرت چشم داشته و از بخشی از اموال خود در راه خدا بگذرند.»

● چطور راه حلی پیدا کنیم؟

علی محتشمی، والدین یکی از دانش آموزانی که با مسئله مدارس استیجاری مواجهند، می گوید: «جا دارد مسئولین اجرایی کشور مستقیماً در این خصوص دخالت کرده و مسئله را خاتمه دهند. البته مراتب طی نامه ای به عرض ریاست محترم جمهوری نیز رسیده که ایشان با قید فوریت وزیر آموزش و پرورش و وزیر دادگستری را مأمور به پیگیری این مسئله کرده اند. جا دارد مسئولین اجرایی مانند شهرداری تهران نیز در این خصوص وارد عمل شده و به عنوان رئیس شهر در این موضوع دخالت کند. از آن جایی که سرانه آموزشی نیز از بودجه های اختصاصی شهرداری است، مسئله را پیگیری و رأساً به این غائله خاتمه دهد. بی گمان شهردار تهران می تواند گره گشای این مسئله باشد.»

این دغدغه مند مدارس استیجاری در تکمیل صحبت هایش می گوید: «هرگاه با یکی از اولیاء دانش آموزان هم صحبت می شوم، جملگی از وضعیت تخریب و تخلیه پرس وجو می کنند و ملتمسانه خواستار آن هستند که از اجرای این حکم جلوگیری شود.»

وی از خدمات ارزنده وزیر آموزش و پرورش تشکر کرده و از وزیر به عنوان حامی بیش از هزاران دانش آموز و هزاران دانش آموخته این قبیل مدارس می خواهد که هرچه سریعتر به رفع دغدغه آنان اقدام کرده و در راستای خدمت به فرهنگ، دانش و ارتقای سطح آموزشی موجبات شادی آنان را فراهم آورند.

اما با همه این گفتن ها نباید فراموش کرد که ده ها مدرسه دیگر نیز دچار چنین سرنوشتی هستند و باید با تدبیری مدبرانه یک راه حل اساسی برای کلیه مدارس استیجاری جستجو کنیم.

● مدعی مالکیت به توافق نامه پشت کرد

پدرهای دانش آموزان در دفتر دبیرستان شهید مطهری شور گرفته اند. این مدرسه یکی از بهترین مدارس دولتی شهر تهران است. بیشتر صاحب منصبان از این مدرسه فارغ التحصیل شده و هنوز کپی مدرک دیپلم شان در دفتر مدیر به چشم می خورد. تصورش را بکنید تخریب دارالفنون چه فاجعه ای خواهد بود! این درست مثل این است که مدرسه مطهری با این همه رنگ و بوی انقلاب به یکباره محو شود!

حمید وکیل زاده، پدر یکی از دانش آموزان دست به زیر چانه گذاشته و به نقطه ای دوردست خیره مانده است. آیا این پدرها به خاطر نفع شخصی شان جمع شده اند و یا برای دفاع از حق که با بچه های این مدرسه است، گردهم آمده اند؟!

وی توضیح می دهد: «مصوبه ای در شورای انقلاب اسلامی سال ۵۸ به تصویب رسیده منوط به این که اگر ملکی قبل از انقلاب نیز مدرسه بوده بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به آموزش و پرورش تعلق گیرد. چطور است که به یکباره با گذشت این همه سال ملک مدرسه ای خرید و فروش می شود؟»

وکیل زاده به نمایندگی از همه والدین این هزار دانش آموز مطالبات خود را این گونه بازگو می کند: «دبیرستان شهید مطهری تهران حدود ۵۰ سال پیش توسط گروه فرهنگی مرجان به صورت مدرسه ملی اداره می شده است. به موجب لایحه قانونی راجع به اداره واحدهای آموزشی غیردولتی به صورت دولتی، مصوب ۲/۱۲/۱۳۵۸ شورای انقلاب اسلامی، اداره این نوع مدارس به صورت دولتی تغییر یافته است. طبق تبصره سوم لایحه، چنانچه محل مدارس و واحدهای آموزشی مشمول لایحه، به صورت استیجاری یا واگذاری بوده باشند، وزارت آموزش و پرورش قائم مقام مستأجر یا انتقال گیرنده خواهد بود و در صورتی که ملک متعلق به مؤسسه یا گروه فرهنگی یا صاحب امتیاز باشد، اجاره بهای عادله آن طبق نظر کارشناس رسمی پرداخت می شود.»

وی می گوید: «چون ملک متعلق به گروه فرهنگی مرجان بوده، آموزش و پرورش مطابق تبصره یاد شده، با انعقاد قرارداد اجاره، مدرسه را به صورت دولتی اداره کرده، در حال حاضر هم به عنوان دبیرستان دولتی شهید مطهری با بیش از ۸۰۰ نفر دانش آموز به عنوان مدرسه ماندگار اداره می شود. در سال ۱۳۸۲ گروه فرهنگی مرجان، مالکیت ملک مدرسه را به بنیاد نیکوکاری قائم واگذار کرده و آموزش و پرورش هم قرارداد اجاره را با مالک جدید منعقد نموده و مال الاجاره طبق نظر کارشناس رسمی دادگستری پرداخت شده است. در سال ۱۳۸۸ نماینده بنیاد از تمدید و انعقاد قرارداد اجاره امتناع ورزیده و تخلیه ملک را درخواست کرده است. بنابراین بدون لحاظ مفاد لایحه مرقوم، به موجب دادنامه شماره ۸۹۰۰۲۴۵ مورخ ۱۰/۴/۸۸ حکم به تخلیه داده شده، در صورتی که طبق لایحه فوق الذکر تا زمانی که آموزش و پرورش برای تحصیل دانش آموزان به ملک مورد نظر نیاز داشته باشد، می بایست مدرسه به صورت دولتی اداره شود و مالک صرفاً حق مطالبه مال الاجاره و یا تعدیل آن را داشته و دارد.»

این پدر دل نگران در تکمیل صحبت هایش می گوید: «نماینده بنیاد نیکوکاری از طرف کسی که ادعای مالکیت دارد و بارها گفته مدرسه را می خواهد به بنیاد خیریه تبدیل کند، بارها به همراه مأمورین اجرای حکم به محل مراجعه کرده و با اعتراض دانش آموزان و والدینشان روبرو شده است.»

وی خبر از انعقاد توافق نامه ای بین خریدار مدرسه و آموزش و پرورش مبنی بر معاوضه ملک می دهد و می گوید: «از آنجا که نماینده بنیاد مکرراً اجرای رأی را پیگیری می کرد و موجب سلب آسایش و آرامش دانش آموزان، اولیاء و کارکنان مدرسه شده بود، جلسه ای در تاریخ ۱۱/۱۲/۸۸ با ایشان تشکیل و مقرر شد که مدعی مالکیت ملک را به آموزش و پرورش واگذار (فروش) و یا زمین دیگری به عنوان معوض دریافت کند تا بخشی از مشکلات مربوط به کمبود فضای آموزشی در شهر تهران، خصوصاً در منطقه۶ آموزش و پرورش مرتفع گردد، اما متأسفانه نماینده بنیاد (نماینده مدعی مالکیت) صرف نظر از توافق به عمل آمده مجدداً اجرای رأی را پیگیری کرده است! و در صورت دیگر اعلام کرده با گرفتن ۸۰میلیارد تومان رضایت می دهد.»

مالک که پایش را در یک کفش می کند، استرس برای دانش آموزان و خانواده ها آغاز می شود. مالک اگرچه به حکم سند صاحب حق باشد، اما در ملک مدرسه این مردم هستند که باید راضی شوند و ناگزیریم در جهت جلب رضایت مردم گام برداریم.

حتی تخریب یکی از مدارس استیجاری مساوی است با آواره شدن دست کم هزار دانش آموز. معمولا چنین دانش آموزانی در صورت از دست دادن مدرسه شان مجبور می شوند به نقطه ای دورتر در شهر رهسپار شوند.

روبه روی سر در یکی از این مدارس استیجاری شهر تهران می ایستم و به حکایت های اهالی و دانش آموزان پیرامون نحوه مراجعه مامورین اجرای حکم تخلیه گوش می سپارم. مالک در روز تخلیه خودش را به خاک باغچه انداخته است. دایره حقوقی آموزش و پرورش تلفن هایشان را برنمی دارند. والدین دانش آموزان در گوشه دیگری تحصن کرده اند و خلاصه دو، سه زنگ مدرسه به حالت نیمه تعطیل درآمده است. به راستی پایان این گونه تراژدی ها چگونه ختم به خیر می شود؟!

معمولا خریداران مدارس استیجاری در شهر تهران سعی می کنند دست روی سندهایی بگذارند که مالک اصلی ساکن خارج از کشور است. این گونه مدرسه ای که چندین دهه کاربری آموزشی و تربیتی داشته، یک شبه کاربری اش تغییر پیدا می کند. اما در همه جای دنیا مرسوم است که مکانی با چند دهه کاربری ثابت، به عنوان یک مکان مردمی با حفظ کاربری هویتش حفظ شود.

مدارسی که چندین دهه در مورد کیفیت کار خود جلب اعتماد عمومی کرده اند، مطمئنا مورد توجه مردم و دولت بوده به همین راحتی و یک شبه کاربری شان تغییر پیدا نمی کند.

از یک طرف باید موانع قانونی در خرید و فروش مدارس ایجاد کرد و از سوی دیگر در مورد چنین املاکی ابتدا باید مردم را صاحب حق دانست.

● یک شبه هویت مدرسه را ویران نکنیم

صبوری، مدیر یکی از مدارس استیجاری در آذربایجان غربی ضمن بیان این که بارها با مالک مدرسه جلسه برگزار کرده اند و حتی به او قول داده اند نام مدرسه را نام و نام خانوادگی مالک قرار دهند، می گوید: «این مدرسه یک مدرسه قدمت دار به حساب می آید که توانسته طی سال های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جلب اعتماد عمومی کند. این اعتماد یک شبه و دو شبه به دست نیامده و سال ها برایش هزینه شده است. وقتی یک شبه سر و کله مالک پیدا می شود، در واقع ماحصل تلاش و زحمت سالیان سال آموزش و پرورش به خطر می افتد.

این در حالی است که در آموزه های دینی ما به ساخت مدرسه سفارش بسیار شده و حجت الاسلام قرائتی نیز بارها در صحبت هایش گفته در شرایط کمبود فضای آموزشی کشور مدرسه سازی به اندازه ساختن مسجد ضرورت دارد و شخص را صاحب اجر می کند.»

وی ادامه می دهد: «کاش لااقل این مدارسی که خوش نام هستند و از قدمت آموزشی بهره مندند، با راهکاری به مردم و آموزش و پرورش سپرده شود.»

این مدیر باسابقه نیز سوال اساسی اش مبنی بر این است که چرا باید ملک مدرسه مورد خرید و فروش قرار گیرد؟ چرا مالک تا به حال مراجعه نکرده و حالا پس از گذشت ۰۲ تا ۰۳ سال سر و کله اش پیدا شده است؟

● تغییر کاربری مدرسه جز در موارد نادر امکان پذیر نیست

دکتر علی اصغر ادیبی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در رشته معماری شهری ضمن بیان این مطلب که اماکن و ساختمان های شهر در شادی، غم و تاریخ ما شریک هستند، می گوید: «هر یک از ما از ساختمان محل تحصیل خود خاطرات ذهنی بسیاری داریم. خیلی از دوستان من هر از گاهی به دبیرستان محل تحصیل خود در دوره متوسطه سری می زنند و خاطرات مدرسه ای شان را زنده نگه می دارند. ساختمان مدارس باید به هر طریق ممکن حفظ شوند و تنها در دوره های مختلف مورد بازسازی قرار گیرند، چون وقتی در نقطه ای از شهر مدرسه ای دایر می شود، کل اهالی آن منطقه برای تحصیل فرزندشان روی آن مدرسه حساب کرده و به سوابق آموزشی آن مدرسه در طول تاریخ استناد می کنند.»

این استاد رشته معماری شهری دانشگاه در مورد شرایط تغییر کاربری اماکنی که چندین دهه یک کاربری ثابت داشته اند، توضیح می دهد: «تغییر کاربری در فضای شهری نیازمند عوامل زیادی هست. دست کم باید ۶۱فاکتور در ارزیابی های کارشناسی کنار هم گذاشته شود تا یک شبه تغییر کاربری در فضای شهری صورت بگیرد. همین طور نمی توان کاربری را از فضای شهر پاک کرده و کاربری دیگر را جایگزین کرد.»

از این استاد دانشگاه سوال می کنم: «آیا حقیقتا دبیرستان شهید مطهری که در محدوده ولی عصر واقع شده از لحاظ علم معماری پتانسیل تبدیل شدن به پاساژ را دارد؟» وی پاسخ می دهد: «بگذارید مثال دیگری را ذکر کنم. وقتی شهرداری منطقه ۶ تهران ضلع شمالی خیابان انقلاب را کف سازی می کرد به جلوی سر در دانشگاه تهران که رسید، مردد ماند که چه کند؟ چون سر در دانشگاه و حوالی آن همگی رنگ و بوی تاریخی دارد و کوچکترین تغییر در آن در واقع تغییر در تاریخ این مکان است. مردم تهران فضای جلوی دانشگاه را فقط یک فضای کاربردی نمی بینند، بلکه این فضا با تاریخ ایران عجین شده است. در همه کشورهای دنیا وقتی تاریخ کاربری از یک زمانی بیشتر شود، به عنوان یک فضای تاریخی ثبت می شود. مدارس با قدمت نیم قرن نیز مطمئنا چنین شرایطی را دارند و نباید به هویت شان کلنگ زد.»

● تعلل آموزش و پرورش در بازکردن گره ها

دکتر سیدعلی حسنی، جانباز انقلاب و استاد دانشگاه که یکی از دغدغه مندان مسئله مدارس استیجاری در شهر تهران است، می گوید: «این جا فقط صحبت از یک مدرسه و دبیرستان نیست، بلکه مشت نمونه خروار است و باید برای حل مسئله مدارس استیجاری ضربتی عمل کرد. مثلا دبیرستان مطهری چون قدمتی به اندازه نیم قرن داشته داستانش بر سر زبان ها افتاده، وگرنه مدارس زیادی در اقصی نقاط تهران و کشور دستخوش چنین سرنوشتی هستند.»

وی ادامه می دهد: «برای بقای مدارس استیجاری همگان دل می سوزانند. دانش آموزان، کادر مدرسه، اولیای دانش آموزان و همین طور فارغ التحصیلانی که سال ها از فارغ التحصیلی شان می گذرد. هنوز چشم به خاطرات مدرسه شان دوخته اند. چرا باید کاربری آموزشی چنین مدارسی یک شبه به کاربری تجاری تبدیل شود؟ گاه مالکین چنین مدارسی عنوان می کنند که مدرسه را می خواهند به خیریه تبدیل کنند و یا مرکز درمانی سالمندان بسازند. به این بزرگواران می گوییم چه کار خیری بالاتر از مدرسه سازی؟»

وی به روند پیگیری های آموزش و پرورش نیز گله مند بوده و می گوید: «شاید آموزش و پرورش نیز باید سریعتر از این ها حساسیت نشان می داد. بالاخره چندین سال برای رسیدن به راه حلی منسجم زمان کافی خواهد بود.»

● مدرسه صندوقچه خاطرات ناب

چین و چروک های صورتش گواه این دارد که سی سال با بچه ها بوده و هنوز چهره تک تک شان نقشبند ذهنش است.

غلامحسین پهلوان، بابای یکی از مدارس استیجاری شهر تهران که بر سر اتاقک محل کارش بزرگ نوشته: «فقط خدا» دل پری از فشارهای مربوط به نزدیک شدن لحظه تخلیه مدرسه دارد. وی می گوید: «همین چندی پیش یکی از فارغ التحصیلان مدرسه پس از سال ها به دیدنم آمد. وقتی دید مدرسه در معرض تعطیلی قرار دارد رو به من گفت: واقعا با شنیدن این خبر گویی خبر تخریب خانه ام را گرفته ام. حیف و صدحیف. بعد هم باران اشک از چشمانش باریدن گرفت. سرش را که بر شانه ام گذاشت و یک دل سیر گریست، یک حالی شدم.» این پدر مدرسه از رویارویی اش با فرد مدعی مالکیت این گونه می گوید: «رفتم جلو و روبرویش ایستادم. چشم های اشک آلودم را به چشم های خشمگینش دوختم و بعد انگشت اشاره ام را به سمت «فقط خدا » بردم به او گفتم: تو خدا را قبول داری، مگر نمی گویی اهل کار خیر هستی چرا می خواهی آخرتت را خراب کنی؟»

وی ادامه می دهد: «اما او پایش را در یک کفش کرد که فقط همین ملک را می خواهم. این مدرسه برای من و بچه ها از خانه ام هم مهمتر است، چون خاطرات مدرسه هیچ گاه فراموش نمی شود و ما از دل و جان از خاطراتمان حفاظت می کنیم. به هر جهت دنیا ارزش این همه وابستگی به مال را ندارد.»

● بالاخره چه باید کرد؟

بسیاری از مالکین مدارس استیجاری پیرو طرح معاوضه ملک با آموزش و پرورش پای میز توافقنامه نشسته اند، اما چون آموزش و پرورش نیز سستی کرده آنها دلسرد شده اند و دوباره بر موضع بازپس گیری ملک شان سماجت می کنند.

۰۱۸۰ میلیارد تومان کمترین رقمی است که آموزش و پرورش برای خرید مدارس استیجاری در سراسر کشور نیاز دارد.

ساسان پیام پور، مدیر یکی دیگر از مدارس استیجاری در شیراز می گوید: «چون مدرسه در فرهنگ اسلامی ما شأنی در اندازه مسجد دارد، حقیقتاً می طلبد که به سرعت با رفع موانع قانونی تخلیه و تخریب اینگونه مدارس را منتفی اعلام کرده و با همگامی مردم و خیرین و نیز پیگیری جدی تر آموزش و پرورش و مساعدت دولت لااقل مدارس صاحب قدمت و خوشنامی را از نابودی نجات دهیم.»

این مدیر صراحتاً می گوید: «مقوله مدارس استیجاری به مبحثی تبدیل شده که همگان از زیر بار آن شانه خالی کرده و با شنیدن موضوع بحث سکوت پیشه می کنند. در حالی که تا کی می توان سکوت کرد؟ بالاخره مطرح شدن مکرر سرنوشت چنین مدارسی در سراسر کشور و منتشر شدن خبر تعطیلی آنها جالب نخواهد بود. شاید مسئله مدارس استیجاری یکی از حساس ترین مسائل آموزش و پرورش باشد و نباید ساده از کنار آن گذشت.»

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank