خودستايي
پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 95 نتایج ارشد 95 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 95 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 95 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          10 اسفند 1389 - 01 March 2011


بسياري از انسانها، بي­توجه به مقام و منزلتي كه در نزد پروردگار دارند و نيز غافل از وسوسه شيطان، همواره تمام افعال و اعمال خود را صحیح و درست مي­انگارند.
غرور و خودستايي اين عده موجب گمراهي آنان شده و هرگز خود را مورد عتاب و خطاب قرار نمي­دهند و بدين خاطر نمي­توانند نواقص و معايب خويش را ترميم و جبران كنند. چرا كه خود را مبّرا از خطا و گناه مي­دانند و اگر اعتراف اندكي هم به اشتباه خود كنند، آن را كوچك شمرده و خود را بي­نياز از محاسبه نفس و مبارزه با اين آفت بزرگ اخلاقي مي­دانند.
بايد دانست كه خودستايي با واژه­هاي مدح و تزكيه شناخته مي­شود. مدح در لغت به معناي ستايش است[1]و ستايش، نسبت دادن صفات و رفتار نيك به خود يا ديگران، جهت بزرگداشت است[2] و تزكيه، پاكيزه نشان دادن خود است. گاهى تزكيه عملى است و آن تهذيب نفس است كه كار مطلوبى مى‏باشد و گاهى تزكيه زبانى است و آن خودستايى و تكبر است كه نامطلوب مى‏باشد[3]. در اصطلاح، خودستايي عبارت است از اينكه: آدمي در مقام اثبات كمال و نفي نقص از خود برآيد؛كه آن از نتايج عجب است .[4]روشن است كه خودستايى و تفاخر به حكم شرع و عقل ناپسند است.[5]زيرا هر كه حقيقت‏ خود را بشناسد و به ناتواني خود آگاه باشد، ديگر زبان به مدح‏ خود نمي‏گشايد.
آيات و روايات در باب خودستايي
خودستايى و خود را برگزيده و ممتاز دانستن، مورد نكوهش قرآن است. قرآن در مقام مذمت اشخاصي كه خود را مي ستايند چنین مى‏فرمايد:
«آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‏كنند؟!(اين خودستاييها، بى‏ارزش است) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‏كند و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد.»[6]
يعنى خودستائى نكنيد. زیرا خدا بهتر مي­داند که افراد پرهيزكار چه كساني هستند. در اخبار وارد شده است که تزكيه المرء نفسه قبيح. يعنى قبيح است كه مرد خويشتن ستائى كند (بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ) يعنى بلكه خداى عليم هر كسى را كه بخواهد مورد ستايش قرار مي­دهد.[7]
ونيز در آيه ديگر مي خوانيم:
«او نسبت به شما از همه آگاهتر است از آن هنگام كه شما را از زمين آفريد و در آن موقع كه بصورت جنين هايى در شكم مادرانتان بوديد پس خودستايى نكنيد، او پرهيزگاران را بهتر مى‏شناسد!» [8]
در تفسير اين آيه آمده است: اين قسم از تزكيه در باره خويشتن و اين كه كسى خود را بستايد مذموم است و خداى تعالى از آن نهى كرده مى‏فرمايد: " فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ"، و نهى خداى تعالى از اين قسم تزكيه، خود نوعى ادب كردن بندگان است؛ چون مدح كردن انسان از خود، هم از نظر عقل و هم از نظر شرع قبيح است.[9]
اين رذيله اخلاقي، مورد نهي روايات قرار گرفته و به دوري از آن تأكيد شده است که مي­توان به روايات ذيل اشاره كرد:
§        از معني آيه (فلا تزكوا انفسكم) از امام صادق(ع) سؤال شد. پس آن حضرت فرمود:
«گفتار انسانی كه (در مقام تزكيه و خودستايي ) گويد ديشب نماز خواندم، ديروز روزه گرفتم و مانند اين.»[10]
§        امام علي(ع) مي­فرمايند:
«زشت‏ترين راستى، ستايش كردن مرد است بر نفس خود.»[11]
و نيز مي فرمايند:
«هر كه نفس خود را ستايش كند، آن را بكشد.»[12]
پس مبادا نفس خود را با خودستايي به گرداب هلاكت بياندازيم و از مقام انسانيّت دور شويم.
اقسام خودستايي
اگر خودستايي به صورت بيماريي واگيردار درآيد و به گروه ستايي و جامعه ستايي تبديل گردد، بلاي عظيمي خواهد شد. براي مدح و خودستايي اقسامي ذكر كرده اند:
1)گاهي انسان در ستايش خود دروغ مي­گويد.
2)گاهي سخن و ستايش او كذب نيست؛ يعني حقيقتاً درجه­اي علمي يا كمالي علمي دارد اما همين عجب و غرور، زشت است. خودستايي به اين معنا كه من اين كمال را دارم، مذموم است.
دراين باب بايد گفت که گاهي كسي كمال علمي يا عملي را دارد و ضرورت هم اقتضا مي­كند كه خود را به داشتن آن معرفي كند و اين مورد از باب خودستايي وخودپسندي نيست ؛بلكه از باب اتمام حجت است.چنانكه ائمه خود را اينگونه بر مي شمردند.[13]
از طرف ديگر بايد دانست كه گاهي تزكيه نفس به علم است مثل اين كه به مردم يادآوري كند كه صاحب علوم كثيره است واستادان نامداري ديده است. گاهي تزكيه نفس در عبادت است مثل اينكه از نمازها و روزه­هاي خود ياد كند. گاهي تزكيه نفس به طور كنايي مطرح مي­شود نه صريحا؛ مثل اين كه بگويد فلان حاجت را از خدا خواستم و فورا به اجابت رسيد كه غرضش اين است كه بگويد مستجاب الدعوة است. [14]
پيامدهاي خودستايي
هر عملي در آثاري را به دنبال دارد كه زندگي را تحت تأثير خود قرار مي­دهد، براي رذيله خودستايي نيز آثاري را برشمردند كه ما به بعضي از اين موارد اشاره مي­كنيم:
1-  خودستايي خشم و غضب خداوند را به همراه دارد.[15]
2-  خودستايي موجب، تكبر مي شود.[16]
3-  رذيله عجب، از خودستايي و حب نفس پيدا مي شود و سر منشأ تمام خطاهاى انسانى و رذايل اخلاقى حب نفس است.[17]
4-  خودستايي موجب ضايع شدن علم و مخرّب دين است.
5-  صاحب صفت خودستايي از شايبه‏ ريا خالى نيست.[18]
6-  بيماريهاى روحى در أثر دو چيز بوجود آيد كه يكي از آنها خودستايى است.[19]
7-  خودستايى موجب آزار ديگران است. [20]
8-  هر كس ‏خودستائي نمايد در نظرها پست مي‏گردد و از اين جهت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «ستايش مرد از خودش، قبيح است‏».[21]
9-   بزرگترين عصيان و خلاف، خودستايى است.[22]
10- خودستايى از آنجا كه بيانگر اعتقاد انسان به كمال خويشتن است مايه عقب‏ماندگى او است. چرا كه رمز تكامل" اعتراف به تقصير" و قبول وجود نقصها و ضعفها است.[23]
11- صاحب صفت خودستايى، خدا را از ياد مى‏برد و نعمتى را كه در اختيار دارد حاصل هوش و تلاش خود مى‏داند و به اين فكر نمى‏افتد كه خدا اين نعمت را به او داده است.[24]
12-  از اندرزهاى حضرت مسيح(ع) در انجيل آمده است: خودستائى در دين، در رأس بديهاى معروف و مشهور است. [25]
13-  حضرت صادق(ع) فرمود: خودستايى، سبب قساوت و تيره بودن قلب است.[26]
14-  محروم و رانده شدن از مقام قرب خداوند و از اعدا و مخالفين محسوب شدن به واسطه خودستايي است.[27]
علل خودستايي
آدمي براي اينكه بتواند راه را براي خودستايي برخود ببند بايد عللي كه او را به سوي آن عمل مي­كشاند شناسايي كند.از جمله اين عوامل در خودستايي عبارتند از:
1- عجب يكي از اصول رذائل مى‏باشد و نقش مؤثري در پديد آوردن رذيله خودستايي دارد.[28]
2- جهل به اينكه اگر انسان خود را به خوبى بشناسد و كوچكى خود را در برابر عظمت پروردگار و ناچيز بودن اعمالش را در برابر مسئوليتهاى سنگينى كه بر عهده دارد و نعمتهاى عظيمى را كه خدا به او بخشيده بداند هرگز گام در جاده خودستايى نخواهد گذاشت.
3- غرور و غفلت و خود برتربينى و تفكرات جاهلى نيز انگيزه‏هايي براى اين كار زشت است.[29]
4- طمع به دنيا و مال
5-  ترس ازجان
6- حفظ موقعيت[30]
علاج خودستايي
براي درمان خودستايي راه هايي را ذكر كرده­اند كه عبارتند از:
1)  پيامبر(ص) فرموده است: اگر شخصي در نفس خود، نسبت به عملى خودستايى ديد، بيانديشد و با خود بگويد: عمل من بوسيله دست و عضوى از اعضايم و با قدرت و اراده‏ام انجام گرفته كه همه اينها آفريده  خدايند. اوست كه مرا آفريده و اعضا و جوارح، قدرت و اراده را به من داده است، پس چگونه من خودستايى كنم، پس در تمام اينها منّت از آن خداست.[31]
2)  هر سخني مي‏خواهد بگويد در آن تامل كند، كه متضمن خودستائي نباشد.[32]
3)  به كساني كه مدح خود مي­كنند نگاه كند و ببيند كه چگونه از كار آنها متنفر مي­شود و بداند اگر خود اين كار را انجام دهد به عاقبت آنها دچار مي­شود.[33]
4)  سرآغاز راه مقابله با خودستايي كه آفتي بزرگ در راه سير و سلوك و تكامل انسان است انتقاد از خود (معاتبه) و آگاهي يافتن بر عيوب و نواقص اخلاقي خويش است.
اين نكته در سخني از امام علي(ع) مورد توجه قرار گرفته است:
هر كس خود را در زير ذره بين حساب قرار دهد بر عيبهاي خويش آگاه و از گناهان خود مطلع مي­شود. چنين فردي سرانجام در زدودن گناه و اصلاح عيوب خود موفق خواهد شد.[34]
پس درصدد اقرار به آنها و اثبات نقايص براي خود است كه اگرانسان خود را به آن مكلف سازد و پي در پي چنين كند، اين كار براي او عادت مي­شود و عادت خودستايي از او زايل مي­شود.[35]
5)  اينكه حقيقت دنيا را بفهمد كه از اين راه باب خودستايى را به روى خود بسته و از معصيت و گناه پرهيز مى‏كند و ابواب تواضع و ندامت و توبه و حيا را به روى خود باز مي كند و در انجام تكاليف خود و اجتناب از نواهى نهايت كوشش را خرج مى‏كند.[36]
6)  نابود كردن علت هاي خودستايي
7)  يادآوري پيامد هاي آن [37]


[1] - فراهيدي، خليل بن احمد؛ العين، مصحح دكتر مهدي فخرومي ـ ابراهيم سامرايي، قم، انتشارات هجرت، چ دوم، 1410 هـ، ج‏3، ص 189
[2] - . تهراني،مجتبي؛ اخلاق الهي،تهران،مؤسسه فرهنگي دانش وانديشه معاصر،1381هش،اول،ج5، ص129
[3] - جعفرى،يعقوب؛‏كوثر، ج‏2، ص 454
[4] - نراقي،ملا احمد؛معراج السعاده،قم،زهير،1386ه.ش،اول،ص247
[5] - فيض كاشاني،ملا محسن؛المحجة البيضاء،قم،دفتر انتشارات اسلامي،دوم، جلد1، ص 201
[6] -سوره نساء،آيه49 أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم بَلِ اللَّهُ يُزَكىّ‏ِ مَن يَشَاءُ وَ لَا يُظْلَمُونَ فَتِيلاً
[7] -تفسير آسان  ج‏3  ص : 259
[8] - سوره نجم،آيه32 هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ إِذْ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ إِذْ أَنْتُمْ أَجِنَّةٌ في‏ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى‏
[9] - ترجمه الميزان  ج‏4  ص : 588
[10] - شيخ صدوق‏؛معاني الأخبار،عبد العلى محمدى شاهرودى، تهران،دار الكتب الاسلاميه، 1377 ش،دوم‏، ج‏2، ص 95
[11] - خوانساري، جمال الدين؛ شرح آقا جمال الدين خوانساري بر غرر الحكم، دانشگاه تهران، 1366 ش، 7 جلد، ج‏2، ص 389 اقبح الصّدق ثناء الرّجل على نفسه.
[12] - همان، ج‏5، ص 446.من مدح نفسه ذبحها.
-[13] جوادي آملي،عبدالله؛مراحل اخلاق در قرآن كريم (تفسير موضوعي قرآن كريم)،قم،مركز نشر اسراءاول،1377، ص97
[14] - دستغيب،عبدالحسين؛گناهان كبيره،قم،دارالكتاب جزايري،1388ه ش،سيزدهم، ج2،ص128
[15] - فيض كاشاني،ملا محسن؛راه نجات(ترجمه كتاب منهاج النجات)،رضا رجب زاده،تهران،پيام آزادي،1382ه.ش،نهم،ص142
[16] - گناهان كبيره،ج2،ص128
[17]- موسوي خميني، روح‌الله؛شرح چهل حديث، تهران،موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، 1385هـ.ش، سي و ششم، ص 71
[18] - مصباح الشريعة،حسن مصطفوى‏ تهران‏انجمن اسلامى حكمت و فلسف ايران‏ اول‏1360 ش‏ ص 406
[19] - مصطفوى، حسن؛ تفسير روشن، تهران، مركز نشر كتاب،1380 ش، اول، ج‏1، ص 81
[20] - همان،ج‏3، ص 358
[21] - معراج السعاده،ص247«تزكيه المرء لنفسه قبيحة‏»
[22] - تفسير روشن، ج‏4، ص 355
[23] - مكارم شيرازى، ناصر ؛تفسير نمونه، تهران‏،‏ دار الكتب الإسلامية،1374 ش، اول،، ج‏22، ص 543
[24] - كوثر،ج‏5،ص 186
[25] - حرّانى،حسن بن شعبه؛ تحف العقول، ترجمه بهراد جعفرى،‏ تهران‏،اسلاميه،‏ اول،‏1380 ش‏،ص484
[26] - مصباح الشريعة-ترجمه مصطفوى،  ص 30
[27] - همان، ص 431
[28] - طباطبايي،محمد حسين؛ ترجمه تفسير الميزان‏، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم‏، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم‏،1374 ش‏، پنجم‏،ج‏4،ص 593
[29]- تفسير نمونه، ج‏22، ص 543
[30] - اخلاق الهي،ج5،ص142
[31] - عطائى،محمد رضا ؛‏مجموعه ورام، آداب و اخلاق در اسلام، آستان قدس‏مشهد، 1369 ش،اول‏،ص 456
[32] - معراج السعاده، ص247
[33] - راه نجات، ص142
[34] - فلسفى، محمد تقى؛ الحديت- روايات تربيتى، تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ‏1368 ش،‏، ج‏2، ص297 مَنْ حاسَبَ نَفْسَهُ وَقَفَ عَلي عُيُوبِهِ وَ اَحاطَ بِذُنُوبِهِ، وَ اسْتَقالَ الذُّنُوبِ وَ اَصْلَحَ الْعُيُوبَ.
[35] - مولامهدي،نراقي؛علم اخلاق اسلامي(ترجمه كتاب جامع السعادات)،ترجمه سيد جلال الدين مجتبوي،انتشارات حكمت،1366ه.ش،اول،ص446
[36] - مصباح الشريعة-ترجمه مصطفوى، ص41
[37] - اخلاق الهي،ج5،ص146-148


منبع : پژوهه

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank