پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 97 نتایج ارشد 97 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 97 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 97 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          10 اسفند 1389 - 01 March 2011


وديعه از«ودع» بمعناي ترك كردن آمده است و چون در نزد امانت گيرنده ترك شده است وديعه گويند و امانت از «أمن» بمعناي ايمني و اطمينان و امانت را هم امانت گويند چون شخص امانت گذار از خيانت آن كسي كه امانت پيش اوست مطمئن و ايمن است.[1]

در بيان عرف و انديشمندان اسلامي امانت- هر چه باشد- به معناى چيزى است كه نزد غير به وديعه بسپارند تا آن را براى سپارنده حفظ كند و سپس به وى برگرداند.[2]
امانت داري در قرآن و سنت
در قرآن مجيد امانت به صورت مفرد يا جمع بارها تكرار شده است. در آيات قرآن كريم درباره شش نفر از پيامبران بزرگ الهى يعني حضرت نوح و هود و صالح و لوط و شعيب[3] و موسى (عليهم السلام)[4] جمله «اِنِّى لَكُمْ رَسُولٌ اَمِينٌ»[5] ديده مى­شود كه نشان واضحى از اهميت اين فضيلت اخلاقى است كه در كنار امر رسالت قرار گرفته، و بدون آن هرگز اعتماد امت­ها به رسولان جلب نمى­شد.
خداوند در قرآن کریم می­فرماید:
«وَالَّذِينَ هُمْ لاَِماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ.»[6]
در اين آيه به برجسته صفات مؤمنان راستين یعنی حفظ امانت و پاى بندى به عهد و پيمان اشاره شده است. قابل توجه اين است كه «امانات» در اينجا به صورت جمع ذكر شده كه اشاره به انواع و اقسام امانت است و بسيارى از مفسران قائل هستند كه امانت در اين آيه، تنها شامل امانت­هاى مالى نيست بلكه شامل امانات معنوى مانند قرآن و آيين خدا و عبادات، وظائف شرعيه و همچنين شامل نعمت­هاى مختلفى كه خداوند به انسان داده است مى­شود،[7] و از اينجا روشن مى­شود كه مؤمنان واقعى و انسان­هاى شايسته كسانى هستند كه تمام اين امانت­ها را مراعات كنند و مراقب حفظ همه آنها باشند.
تعبير به «راعون» كه از ماده رعايت است (توجه داشته باشيد كه اين واژه از ماده «رعى» به معنى مراقبت از گوسفندان به هنگام چرا گرفته شده است)[8] نشان مى دهد كه منظور از آن چيزى بيش از اداى امانت است بلكه مراقبت همه جانبه از آن را توصيه مى­كند.
در احاديثى هم كه از پيامبر(ص) و امامان معصوم(عليهم السلام) به ما رسيده است اهميت فوق العاده­اى به اين مسأله داده شده است، حتي گاهي از امانت به عنوان يكى از اصول اساسى مشترك در ميان همه اديان آسمانى ياد شده است:
در حديثى از امام صادق(ع) آمده است:
«خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اين كه راست گويى و اداء امانت نسبت به نيكوكار و بدكار جزء تعليمات او بود»[9]
شخصی به حضرت صادق(ع) گفت: «ابن أبي يعفور خدمت شما سلام عرض مى‏كرد. فرمود: «بر تو و بر او سلام. وقتى پيش او رفتى سلام به او برسان و به او بگو جعفر بن محمد مى‏گفت: توجه كن به آن چيزى كه به واسطۀ آن حضرت امير المؤمنين(ع) نزد رسول خدا(ص) به آن مقام رسيد. پس به آن ملازم شو. همانا على(ع) بدان پايه پيش رسول خدا(ص) نرسيد مگر به راستى گفتار و دادن امانت».[10]
اين روايات كه تنها گلچينى از روايات مربوط به امانت در منابع اسلامى است به خوبى نشان مى­دهد كه امانت چه جايگاهى در ميان تعليمات اسلامى دارد و خيانت تا چه حد زيانبار، ويران­گر و مايه بدبختى و دورى از خدا است.
تبیین شاخه هاى امانت
امانت معنى بسيار وسيع و گسترده­اى دارد كه شامل تمام مواهب الهى و نعمت هاى خدادادي مى­شود. از قرآن مجيد و اسلام و ايمان و ولايت گرفته تا كوچك­ترين مواهب مادى و معنوى همه در مفهوم وسيع امانت داخل مي­شود.
احاديثى كه مى­گويد امانت موجب غنى و بى نيازى، و خيانت موجب فقر است، ناظر به امانت هاى مالى و مادى است.
ولى آيات[11] و رواياتى كه اشاره به عرضه شدن امانت به آسمان­ها و زمين مى­كند به يقين به معنى امانت مادى و مالى نيست بلكه فراتر از آن است و ناظر به امانت­هاى معنوى مى­باشد.
در حديثى از اميرمؤمنان(ع) مى­خوانيم هنگامى كه وقت نماز فرا مى­رسيد حال او دگرگون مى­شد و هنگامى كه از آن حضرت سؤال مى كردند مى فرمود: «وقت نماز رسيده همان وقت امانتى كه خداوند آن را در آسمان ها و زمين عرضه داشت و از حمل آن ابا كردند و ترسان شدند».[12]
در حديثى دیگر از امام صادق(ع) می­خوانیم: هنگامى كه خداوند ارواح پيغمبر(ص) و فاطمه زهرا(ع) و ائمّه معصومين(ع) را آفريد سخنانى فرمود: «ولايت آنها امانتى در نزد خلق من است»[13] از احاديث ديگرى استفاده مى­شود كه خلافت رسول اللّه(ص) امانت است.[14]يا اين كه نماز و زكات و حج امانت است[15]و يا همسران نزد شما امانت الهى هستند.[16]
به هر حال امانت و خيانت را نمى­توان در عمل خاص و برنامۀ معينى محدود ساخت؛ چرا كه آثار و پیامدهاى آن نيز تنها در بخش امانت و خيانت مالى محدود نمى­شود.
آثار فردي امانت داري
در روايات آثار فراواني براي اين خصلت بيان شده است كه به پاره­اي از آنها اشاره مي شود:
1ـ سبب جلب رزق و روزي[17]
2ـ مؤلفه ي مهم براي جلب اعتماد مردم
3ـ عافيت در دنيا و آخرت[18]
4ـ نشانه ايمان[19]
5ـ اقتدا به امامان معصومين[20]
6ـ ايجاد شهامت در صاحبش: صدق و راستى و امانت به انسان شجاعت و شهامت مى بخشد؛ زيرا آن را که حساب پاك است از محاسبه چه باك است؛ درحالى كه دروغ و خيانت هميشه انسان را در هاله­اى از خوف و ترس فرو مى­برد؛ مبادا خلاف گويى و خيانت او ظاهر گردد و تمام نقشه­هاى او نقش بر آب شود.
آثار اجتماعي امانت داري
معلوم است كسى كه به خيانت و نادرستى در بين مردم معروف شد در اين دنيا نيز زندگانى بر او سخت و ناگوار خواهد شد.
نوع انسان در دنيا با معاونت و همكاري يكديگر مى‏تواند زندگانى راحتي داشته باشد، زندگانى انفرادى براى هيچ كس ميسور نيست مگر آنكه از جامعه بشريت خارج شده به حيوانات وحشى ملحق گردد و زندگانى اجتماعى چرخ بزرگش بر محور اعتماد مردم به يكديگر مى‏چرخد و اگر خداى نخواسته اعتماد از ميان مردم رخت بربندد ممكن نيست بتوانند به راحتى زندگانى كنند و پايۀ بزرگ اعتماد هم بر امانت و ترك خيانت گذاشته شده است. پس شخص خائن مورد اطمينان نيست و از مدنيّت و عضویت جامعۀ انساني خارج است و او را در محفل مدينۀ فاضله به عضويت نمى‏پذيرند و معلوم است چنين شخصى با چه حالت سخت و زندگى تنگى، گذران عمر خواهد كرد.[21]
راههاي تقويت امانت داري
پرورش روح امانت داري در افراد و پيش گيرى از خيانت جز در سايۀ تقويت مبانى ايمان امكان پذير نيست؛ زيرا يكى از ريشه­هاى عمده خيانت، شرك و عدم اعتقاد كامل به قدرت پروردگار و رازقيّت او است. افراد ضعيف الايمان به گمان اين كه اگر دست به خيانت نزنند در زندگى عقب مى­مانند و منافع آنها تأمين نمى­شود تن به ذلّت خيانت مى­دهند اما هنگامى كه پايه­هاى ايمان تقويت شد توكل و اعتماد بر خدا و اطمينان به وعده­هاى تخلف ناپذير او سبب مى­شود كه راه انحراف شرك را براى وصول به مواهب زندگى نپيمايد.
از سويى ديگر چون يكى از عوامل مهم خيانت، نياز افراد است بايد تا آنجا كه مى­شود نيازهاى معقول و مشروع كسانى را كه تحت مديريت انسان قرار دارند برآورده كنند مبادا نيازشان سبب شود كه زنجير طلايى امانت را پاره كنند و به خيانت روى آورند.
اميرمؤمنان على(ع) در عهدنامه مالك اشتر كه عالى­ترين برنامه مديريت است مى­فرمايد: «و در بذل و بخشش به او (قاضى) سفرۀ سخاوتت را بگستر آن گونه كه نيازمندى اش از ميان برود و حاجتى به مردم پيدا نكند و از نظر مقام و منزلت آن قدر مقامش را نزد خودت بالا ببر كه هيچ يك از ياران نزديكت به نفوذ كردن در او طمع نكند و از توطئه اين گونه افراد نزد تو در امان باشد و در اين موضوع با دقت بنگر».[22]
از سوى دیگر توجه به عواقب شوم خيانت در دنيا و آخرت و رسوايى­ها و محروميت هاى ناشى از آن و سرافكندگى در برابر خلق و خالق و گرفتار شدن در چنگال فقرى كه انسان از آن مى گريزد به يقين از عوامل باز دارنده و از اسباب پيشگيرى و درمان خيانت است.
اين نكته نيز قابل دقت است همان گونه كه امانت داران بايد در امانت خيانت نكنند امانت گذاران نيز بايد به هوش باشند كه امانت خويش را به دست چه كسى مى­سپرند اگر كسى امانتش را به دست انسان بد سابقه­اى بسپارد و او در امانت خيانت كند بايد خويشتن را ملامت كند. در حديثى از پيامبر اكرم(ص) مى­خوانيم: «كسى كه امانت خويش را به غير امين بسپارد خدا ضامن حفظ آن نيست؛ زيرا خدا او را از سپردن امانت به چنين كسى نهى كرده است».[23]


[1] ـ طریحی،فخرالدین؛مجمع البحرین،تحقیق سید احمد حسینی،المکتبه المرتضویه واژه «ودع»؛ قرشی،علی اکبر؛قاموس قرآن،دارالکتب الاسلامیه،چاپ نهم،1381ش،واژۀ«أمن»
[2] ـ طباطبايي؛محمد حسين،الميزان في تفسير القران،دارالكتب الاسلاميه،چاپ سوم،1396ق،ج16 ص370
[3] ـ شعراء:آيات107و125و143و162و178
[4] ـ دخان:18
[5] ـ «من براى شما فرستاده امينى هستم»
[6] ـ مؤمنون:8و معارج:32 يعني:«و آنها كه امانتها و عهد خود را رعايت مي كنند.»
5ـ طباطبايي،محمد حسين؛الميزان في تفسير القران،دارالكتب الاسلاميه،چاپ سوم،1396ق،ج15،ص8
[8] ـ راغب اصفهانى، حسين بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، تحقيق: صفوان عدنان داودى،‏ نشر دارالعلم الدار الشامية، چاپ اول‏،1412 ق‏،واژه«رعي»
[9] ـ کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیة،چاپ ششم،1375ش، ج2 ص104 ح1
[10] ـ همان،ح5
[11] ـ احزاب:72 موسوى همدانى، سيد محمد باقر؛ ترجمه تفسير الميزان،‏ دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم،1374 ش‏، چاپ پنجم، ج16 ،ص524؛
[12] ـ الخويري،عبدعلي بن جمعه العروسي؛نورالثقلين،تصحيح سيد هاشم رسولي محلاتي،افست علميه قم، جلد 4، صفحه 313.
[13] ـ علامه مجلسى؛ بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق، جلد 26، صفحه 320، باب7
[14] ـ همان، جلد 99، صفحه 175.
[15] ـ همان، صفحه 274.
[16] ـ همان، جلد 21، صفحه 381
[17] ـ از على(عليه السلام)روايت داريم كه:« امانت رزق و روزى مى آورد، و خيانت مايۀ فقر است»حر عاملی، محمد بن الحسن؛وسائل الشیعه،نشر مؤسسۀ آل البیت لإحیاء التراث، 1409ق ،کتاب الودیعه ج19،ص76
[18] ـ از لقمان حكيم نقل شده فرمود: «پسرم! امانت را ادا كن تا دنيا و آخرت تو سالم باشد، و امين باش تا غنى شوى»محمدي ري شهري،محمد؛ ميزان الحكمه،نشر دفتر تبليغات اسلامي،1362ش،جلد 1، صفحه 347
[19] ـ از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) نقل شده است كه فرمود: «نگاه به فزونى نماز و روزه آنها و كثرت حج و نيكوكارى آنها و سر و صدايشان در شب (هنگام راز و نياز با خدا) نكنيد، بلكه نگاه به راست گويى و امانت آنها كنيد»علامه مجلسى؛ بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق ، جلد 72، صفحه 114، حديث 5. البته هدف از اين تعبيرات اين نيست كه نماز و روزه و حج و انفاق، سبك شمرده شود، بلكه هدف آن است كه اين ها تنها نشانه دين دارى افراد معرفى نگردد، بلكه به دو ركن اساسى دين يعنى راستى و امانت بيشتر توجه شود.
[20] ـ کلینی،یعقوب؛اصول کافی،تحقیق علی اکبر غفاری،نشر دارالکتب الإسلامیة،چاپ ششم،1375ش، ج2،ص104،ح5
[21] ـ امام خمينى «ره»،روح الله؛ چهل حديث، مؤسسه‏ى تنظيم و نشر آثار امام خمينى (ره)، چاپ بيستم‏،1378 ش ص : 476
[22] ـ سید رضی؛نهج البلاغه،تصحیح صبحی صالح،نشر دار الأسوه للطباعة و النشر،چاپ اول،1415ق، نامه53،ص601
[23] ـ علامه مجلسى؛ بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ق ، ج76،ص127،باب86



منبع : پژوهه

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank