پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 95 نتایج ارشد 95 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 95 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 95 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          11 اسفند 1389 - 02 March 2011


یكی از ویژگیهای انسان كه با حسابهای مادی جور در نمی­آید تفكیك انسانیت از انسان است؛ یعنی انسان چیزی است و انسانیت چیز دیگری است و این خاص انسان است؛ زیرا هر حیوانی از صفتش انفكاك ناپذیر است؛ مثلاً نمی­شود پلنگی را پیدا كنیم كه صفت پلنگی و پلنگ بودن را نداشته باشد اما این امكان وجود دارد كه انسانهایی یافت شوند كه صفت انسانیت نداشته باشند و اتفاقا از این قبیل آدمها به وفور یافت می­شود. یعنی اینكه یا از صفت انسانیت دورند یا از این صفت ارزنده بی­بهره­اند. سرّ مطلب این است كه:

اولاً: معیار انسانیت و آنچه به انسان شخصیت می­دهد مادی و محسوس و همراه با بدن انسان نیست تا هر كسی كه بدن دارد آن را داشته باشد بلكه غیر مادی و از سنخ معنویات است.
ثانیاً: این اموری كه انسانیت انسان را تشكیل می­دهند فقط به سعی خود انسان ساخته می­شود نه به دست طبیعت، از این روست كه می­توان انسان منهای انسانیت یافت.
ملاک و معیار انسانیت چیست؟
به راستی به چه كسی می­توان انسان گفت: آیا كسی كه فقط ظاهر و صورتی از انسانیت را دارد به او می­توان نام انسان نهاد. به بیان دیگر ملاكها و معیارهای انسانیت كدام است؟
به طور كلی انسانها از لحاظ فیزیكی و زیست شناسی با یكدیگر مساوی هستند اما آنچه كه این ظواهر یكسان را از یكدیگر متمایز می­كند امور اكتسابی شامل مسایل فكری، روحی و روانی است كه دراین باره نظریات مختلفی ارائه شده و ما در اینجا به نحو اجمال مهمترین آنها را بیان می­كنیم:
1- علم و دانش
براساس این نظریه هر اندازه كه انسان آگاهی و دانش بیشتری پیدا كند انسان­تر است و هر اندازه كه از علم و دانش بی­بهره­تر باشد از انسانیت بی­بهره­تر است. با این مقیاس باید بگوییم كه در زمان ما انیشتن كه از همه دانشمندان عالم شهرتش بیشتر است انسان­ترین انسان­های زمان ما بوده است. این معیار اگرچه می­تواند یك عامل فضیلت و برتری انسان نسبت به دیگران باشد اما به طور مسلم نمی­تواند نظر جامعی برای انسانیت انسان تلقی گردد.
2- خلق و خوی
براساس این نظریه انسانیت به علم و دانش نیست. اگرچه علم و دانش شرطی برای انسانیت و یكی از پایه­های انسانیت است اما مسلما كافی نیست. انسانیت به خلق و خوی انسان است نه به علم و دانش او.
ممكن است یك انسان همه چیز را بداند و علم و دانش او نیز زیاد باشد اما خلق و خوی او حیوانی بوده و انسانی نباشد. حال اگر بپذیریم كه این نظریه طرفداران بیشتری دارد سؤالی كه در اینجا مطرح می­شود این است كه كدام خلق و خوی معیار انسانیت است؟
در پاسخ باید گفت آن خلق و خویی معیار انسانیت است كه در محبت و انسان دوستی تجلی پیدا می­كند كه مادر همه صفات ارزشمند انسانی است. حضرت علی(ع) دراین زمینه می­فرماید: «پس آنچه را كه براى خود دوست دارى براى ديگران نيز دوست بدار و آنچه را كه براى خود نمى‏پسندى براى ديگران مپسند»[1]
براساس همین عامل است كه ما شیعیان علی(ع) را یك انسان كامل می­دانیم. برای اینكه درد اجتماع را حس كرده و «من» او تبدیل به «ما» شده بود. و خود او خودی بود كه همه انسان ها را جذب می كرد. درد مردم را از درد خودش بیشتر احساس می­كرد. ستایش امیرالمومنین(ع) نه فقط به خاطر این است كه باب علم پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بوده كه فرمود: «أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا»[2] بلكه بیشتر از این جهت ستایش می­كنیم كه انسان بود. این ركن از انسانیت را داشت كه به سرنوشت انسانهای محروم می­اندیشید.
3- اراده
مكتب دیگر می­گوید: معیار انسانیت «اراده» است؛ اراده مسلط كننده انسان بر نفس است. به عبارت دیگر معیار انسانیت، تسلط انسان است بر خودش، بر نفس خود، بر اعصاب خود، بر غرایز خود، بر شهوات خود، به طوری كه هركاری كه از انسان صادر می­شود به حكم عقل و اراده باشد نه به حكم میل. میان میل و اراده فرق است. میل در انسان یك كشش و جاذبه است، جنبه بیرونی دارد، یعنی رابطه­ای است بین انسان و شئ خارجی كه آن شئ انسان را به سوی خودش می­كشد. ولی اراده بیشتر جنبه درونی دارد و برعكس میل است. انسان را از كشش امیال آزاد می­كند و امیال را در اختیار انسان قرار می­دهد. هر طور كه اراده می­كند كار می­كند نه هر طور كه میلش می­كشد. بنابراین كسی انسان است كه بر خودش مسلط باشد و به هر اندازه كه انسان برخودش مسلط نباشد از انسانیت بدور است.
انسان از نظر عرفاى اسلامى:
عرفاى اسلامى کمال انسان را در سیر و سلوک الى الله و رسیدن به لقاءالله مى­دانند و از نظر فیلسوفان و حکماى اسلامى کمال انسان، یکى در حکمت است و دیگر در عدالت. مقصودشان از عدالت، عدالت اخلاقى است (عدالت اجتماعى تابع عدالت اخلاقى است) یعنى در میان قوا و غرائز انسان تعادل و توازن بر قرار باشد و این قوا و غرائز تحت حکومت قوّه عاقله باشد؛ یعنى عقل مسلّط بر سائر قوا و غرائز باشد. پس انسان کامل از نظر حکما، انسانى است که عقلش در مسائل علمى و نظرى حکیمانه باشد و در مسائل عملى انسانى معتدل باشد؛ یعنى داراى اخلاق نیک باشد.
از طرفی می­توان گفت همه این موارد، معیارهای انسانیت است و نباید تنها یک معیار را قرار دهیم. در آموزه­های دینی اسلام به همه این موارد اشاره شده و به برخی از موارد که اهمیت بیشتر دارد تأکید بیشتری شده است.
اگر مراد از سؤال «انسانیت انسان در چیست» شناخت حقیقت انسان است در جواب باید عرض کنیم که انسانیت انسان به روح او است؛ چون از نظر فلسفى براى ما ثابت شده که «شیئیّت شیء به صورت او است» تا آن هست شیء باقى است و چون از بین رفت شیء هم از میان خواهد رفت. شکى نیست که قرآن انسان را مرکّب از روح و بدن مى­داند و آیه « فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی»[3] « هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم». از این آیه و آیات دیگر استفاده مى شود که حقیقت روح چیزى غیر از بدن است و تا آن نباشد انسان به وجود نمى آید.[4] پس هر چیزی که کمال برای روح باشد، کمال انسانی محسوب می شود.
تفاوت اساسى انسان با حیوان :[5]
انسان یك تفاوت اساسى با حیوان دارد و آن این است كه انسان از هر حیوانى بیشتر بالقوه است و كمتر بالفعل. مثلا یك اسب، اسب است و بالفعل؛ یعنى هر چه از اسب بودن باید داشته باشد، دارد. مقدار كمى از اسب بودن هست كه مثلا باید با تمرین به دست آورد. اسب یك اسب بالفعل به دنیا مى­آید. یك گربه، بالفعل گربه به دنیا مى­آید و همینطور سایر حیوانات. ولى انسان است كه به صورت یك موجود صد در صد بالقوه به دنیا مى­آید؛ یعنى اولى كه به دنیا مى­آید اصلا معلوم نیست كه در آینده چه مى­شود. ممكن است واقعیت او در آینده واقعیت یك گرگ باشد، ممكن است واقعیت یك گوسفند باشد، در صورتى كه شكل، شكل انسان است. همچنین ممكن است واقعیتش واقعیت یك انسان باشد. صدرالمتالهین، فیلسوف بزرگ اسلامى و ایرانى روى این مطلب اصرار دارد كه اشتباه است كه مردم خیال مى­كنند افراد انسان همه افراد یك نوعند. مى­گویند: به عدد افراد انسان، انواع انسانها وجود دارد. چون انسان جنس است نه نوع. البته او یك فیلسوف است. از نظر زیست شناسى نگاه نمى­كند. از نظر یك زیست شناس كه فقط اندامها را مى­بیند همه افراد انسان یك نوع هستند. ولى یك فیلسوف كه انسان را مطالعه مى­كند و واقعیت انسان را وابسته مى­داند به ملكاتش و آنچه كه انسانیت نامیده مى­شود، نمى­تواند باور كند كه همه افراد انسان، افراد یك نوع هستند. مى­گوید: به عدد افراد انسان، انواع مختلف وجود دارد؛ لذا مى­گوییم ارزشهاى انسان ارزشهاى بالقوه هستند. بعضى از افراد انسان به آن مقام واقعى مى­رسند و بسیارى از افراد انسان اساسا به مقام انسان واقعى نمى­رسند. به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) «فَالصُّورَةُ صُورَةُ إِنْسَانٍ وَ الْقَلْبُ قَلْبُ حَیوَانٍ»[6] یعنى شكل، شكل انسان است اما باطنش باطن یك حیوان درنده است؛ یك پلنگ است، یك خوك است، یك شیر است، یك گرگ است و اما اینكه باطن متناسب با ظاهر باشد یعنى واقعا انسان باشد در همه افراد مردم نیست.


[1] - « فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ اكْرَهْ لَهُ مَا تَكْرَهُ لَهَا » سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، بهار 84 ، نوبت 26، نامه 31.
[2] - مجلسی محمد باقر؛ بحارالانوار الجامعة لدرراخبارالائمة الاطهار، بیروت، وفا، 1403ه، نوبت دوم،ج 10، ص1۲۰.
[3] - حجر / آیه 29.
[4] - مصباح یزدی، محمد تقی؛‌ معارف قرآن، در راه حق، قم، 1386، ص 447.
[5] - مطهری، مرتضى؛ مجموعه آثار، صدرا، تهران، مرداد 1387، چاپ چهارم، ج23، ص 673.
[6] - سید رضی؛ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، قم ، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، بهار 84 ، نوبت 26، خطبه 87.


منبع : پژوهه

موسسه پژوهش MBA
موسسه پژوهش مدیریت
ترجمه تخصصی دانشگاهی

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت