پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 97 نتایج ارشد 97 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 97 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 97 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          11 اسفند 1389 - 02 March 2011


يكي از رذايلي كه در اثر انحراف قوه شهويه اثرات ناگواری بر زندگي ديني و دنيايي شخص مي گذارد و او را از نظرها ساقط و از درجه اعتبار پايين مي­آورد چاپلوسي و تملق­هاي بيجايي است كه شخص مرتكب آن شده و آبرو و حيثيت خود را به حراج مي گذارد كه اين خود نشان از شرك خفي در نهاد او دارد.
معنا و مفهوم چاپلوسی
جوهری در صحاح می­گوید: رجلٌ مُلِق. یعنی چیزی را می­گوید که قلباً به آن اعتقاد ندارد.[1]البته این قول، تفسیر به لازم أعم است که با زبان می­باشد و معنای دقیق آن چنین است: اظهار لطف و محبت و دوستی که با خضوع مخلوط شده باشد با آنکه در قلب چنین نیست.[2] تعریف و تمجیدهای بی­موردی که از دیگری می­شود نشان از خفت و خواری چاپلوس و مبتلا شدنش به شرکی است که ثمره آن در اعمال و رفتار وی ظهور پیدا کرده، ننگ و عار را برای او به ارمغان آورده است.
منشأ چاپلوسی
هدف انسانی كه طالب رضا و خشنودى مردم است و توجه به جلب نظر و قلوب مردم دارد، آن است كه آنها را مؤثر در امورى مى‏داند كه مورد طمع اوست. مثلا كسانى­كه پول پرست و مال دوست هستند، پيش ارباب ثروت خاضع بوده از آنها تملق می­گويند و برای آنها فروتنى می­نمايند و كسانى كه طالب رياست و احترامات ظاهری هستند از مریدان و پیروان خود تملقها کرده، فروتنيها می­نمايند تا قلوب آنها را به هر ترتيبى که هست به سوی خویش جلب كنند اما در مقابل کسانی هستند كه با رياضات شرعیه خود را تربیت كرده، طالب رضاى حق‏اند و زینت­های دنيا آنها را نلرزانده، در رياست، طالب رضاى حق هستند و هنگامی که زیر دستند حق­جو و حق طلب بوده همچون آدمهای شریف گذران عمر می­کنند.[3] البته ناگفته نماند که گاهی شیطان افراد را به بهانه تواضع به این بلیه دچار کرده مشغولشان می­کند و حال آنکه مابین آن دو فاصله هاست: تواضع مبدأش علم به خدای تعالی و نفس بوده، غايتش هم خدا است يا كرامت خدا و نتيجه‏اش كمال نفسانى است. درحالی که تملّق، مبدأش شرك و جهل بوده، غايتش نفس است و ثمره‏اش خفّت و خوارى می­باشد. به هرحال باید دانست که چاپلوسی از آبشخور نفاق و خودخواهی سیراب شده است.[4]
متأسفانه گاهي، عادت بعضي از مردم شده است كه چرب زبانى و تملّق را دليل بر مردم‏دارى و حسن خلق تلقّى كرده، خلاف آن را نشانه حقارت و كم ارزشى و نبود شخصيّت مي­پندارند.[5]
آثار چاپلوسي
مهمترين اثر اين است كه ملكه اخلاص را از كف داده و چشم نياز به عنايت و بخشش مخلوقي همچون خود مي­دوزد كه حكايت از شرك پوشيده و خفي وي مي­كند. چرا كه وي در توحيد افعالي دچار مشكل شده است و ديگران را مؤثر در امور جاري در عالم مي­بيند.
گاهى خود را برده پستى مى‏نماياند تا از متاع او چيزى نصيبش گردد. در تملّق بى‏سروپائى هزار دروغ می­گوید، تا قلب او را به دست آورد كه نتيجه­اي جز خواري و ذلت خود و احساس شخصيتي كاذب و توخالي در نوع تعريف شدگان به بار نخواهد گذاشت كه نتیجه آن، برهم خوردن تعادل جامعه و رفتن آن بسوي حالتي دروغين و مسموم خواهد بود.
انواع چاپلوسی
گفته شد که منشأ تعریف و تمجیدهای نادرست از مردم، دوری از حق و غوطه­ور شدن در منجلاب دنیا و مادیات است اما باید متذکر شویم که نوعی تملق هم هست که نه تنها ناپسند نبوده بلکه ممدوح و گوارا است و در دعاها و روایات ما به آن اشاره وترغیب شده است وآن چاپلوسی و تملق کردن به هنگام راز و نیاز با خدا است. البته چنین عرض حاجتی به بارگاه دوست، لطيف نمودن معانى تضرع، توسل و تسليم می باشد.[6]خداوند به حضرت عيسى عليه السّلام وحى نمود: «عيسى مانند غريق غمزده‏اى كه ياورى ندارد، به درگاه من دعا و دلت را برايم خوار كن و در خلوت بسيار بياد من باش و بدان من با چاپلوسى كردن تو خوشحال مى‏شوم. با زنده دلى و نشاط اين عمل را انجام بده و صداى غمناك خود را به من برسان».[7]
درمان چاپلوسي
براي علاج اين خصلت ناپسند بايد در دو ميدان قدم زد: اول اينكه شخص چاپلوس در آثار و مفاسد اين صفت خوب بيانديشد و با خود بنگرد كه آيا مي­ارزد در عوض مال يا جاه و مقامي كه بر فرض اثرگذاري چاپلوسي­اش نصيب او مي­شود بين خدا و خلق خدا، خود را ذليل و خوار كند و در وادي شرك داخل شود كه عقاب و رسوايي هر دو جهان را در پي­خواهد داشت.
بايد با ياد حق تعالى دل را از ظواهر فريبنده دنيا منصرف كند و تمام جهان و جهانيان را از نظرش بياندازد و دلبستگى به احدى غير از حق پيدا نكند و خود را به واسطه آنها بزرگ و بزرگوار نشمارد و هر چه غير از حق و آثار جمال و جلال او است در نظرش كوچك باشد و اين خود، منشأ تواضع براى حق و به تبع آن براى خلق مي­گردد. زيرا كه خلق را نيز از حق مي­بيند و اين خود، منشأ عزّت نفس و بزرگوارى او مي­شود؛ ديگر مقابل كسي سر خفت و خواري كج نمي­كند و تملق هر بي سروپايي را به جان نمي خرد. از طرفي بايد روح قناعت را در خود پرورش داده و شكوفا سازد چون «هر كه بناى قناعت بگذارد، براى گذران زندگي به زحمت نمى‏افتد(هر چند عيالمند باشد) در نتيجه ازاحتياج به مردم خلاص مى‏شود و از چاپلوسى و تملّق ناكسان، فراغت مى‏يابد و در نزد خالق و خلق، عزيز مى‏گردد»[8] و همانطور كه اميرالمؤمنين علی السلام فرمودند فقر و ناداري را بر تملق ديگران برگزيند[9].
اگر چاپلوسي او برگرفته از عادات و رسوم نادرست رايج بين مردم كه آن را مردم داري مي­پندارند باید كمر همت ببندد و حق را هدف خود قرار دهد و اين رسم نادرست را به هيچ انگارد و در اين كار از هيچ نيروئى بيم و هراس نداشته باشد و از مذمّت و سرزنش مردم نهراسد.[10]
این صفت خبیثه -که به زبان آوردن مطالبی است در مورد دیگران، درحالی که به آن اعتقادی ندارد- نهری است جاری از دریای وسیع محبت دنیا و خصلتی است به ودیعه گرفته شده از خصلتهای سگان، چرا که آداب سگان است كه در انتظار لقمه‏اى دُم خود را مى‏جنبانند و تملق و چاپلوسى مى‏كنند.[11]


[1] ـ ج‍وه‍ری‌، اس‍م‍اع‍ی‍ل‌ب‍ن‌ ح‍م‍اد؛ال‍ص‍ح‍اح‌ ال‍ل‍غ‍ه،ب‍ی‍روت‌: ام‍ی‍ری‌، م‌۱۹۸۵ - ۱۳۶۸. ‌
[2] ـ امام خمینی،روح الله؛چهل حدیث،مؤسسه نشر آثار امام خمینی (ره)،چاپ بیستم،1378ش،ص 371
[3] ـ همان، ص 561
[4]ـ امام خمینی،روح الله؛شرح‏حديث‏ جنود عقل ‏و جهل، مؤسسه نشر آثار امام خمینی(ره)،چاپ سوم،1378ش،ص:336و355؛ نراقی،ملااحمد؛معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش،ص403
[5] ـ حسینی طهرانی،علامه سید محمد حسین؛رساله لب اللباب،انتشارات علامه طباطبائی،چاپ نهم،1419ق،ص66
[6] ـ محدث بندرریگی،ابراهیم؛ترجمه المراقبات،انتشارات اخلاق،1376ش، ص338؛امام حسین (ع) عرضه می دارد: يا من اذاق احبّاءه حلاوة المؤانسة فقاموا بين يديه متملّقين. یعنی: : اى كسى كه حلاوت انس را به دوستانش چشانده تا در مقابلش به تملق ايستاده‏اند. شیخ عباس قمی،مفاتیح الجنان ،دعای عرفه
[7] ـ همان،ص243
[8] ـ امام خمینی؛شرح‏حديث ‏جنود عقل ‏و جهل،ص338؛نراقي،ملا احمد؛معراج السعاده،صص403ـ402
[9] ـ قال أمير المؤمنين(ع):‏«الفقر خير من حسد الجيران و جور السلطان و تملق الإخوان.» حلي،ابن فهد؛عدة الداعي،چاپ : دار الكتب الإسلامي‏، چاپ : اول‏،1407ق،ص:107
10 ـ حسینی طهرانی،علامه سید محمد حسین؛رساله لب اللباب،انتشارات علامه طباطبائی،چاپ نهم،1419ق ،ص66
[11] ـ نراقی،ملااحمد؛معراج السعاده،انتشارات هجرت،چاپ پنجم،1377ش ، ص 225



منبع : پژوهه

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank