حب دنيا electra world
پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 95 نتایج ارشد 95 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 95 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 95 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          11 اسفند 1389 - 02 March 2011


انسان چون مولود این عالم خاکی است و مادر او همین دنیاست و فرزند این آب و خاک است محبت آن از روز تولد در قلب او کاشته شده است و هر چه بزرگتر شود این محبت در دل او زنده­تر و شکوفاتر می­شود که خدای تعالی برای بقای او محبت دنیا را در نهادش گنجانده است، اما سخن در اين است كه منظور از حب دنيا كه از صفات ناپسند شمرده شده است چيست؟
تعریف حب دنيا
دنيا در لغت يا از «دني» آمده كه آنگاه به معناي چيز پست و ذليل خواهد بود و يا از «دنو» گرفته شده بمعناي نزديك بودن كه در آن صورت دنيا را دنيا مي­گويند چون نسبت به آخرت به ما نزديكتر است.[1]
اما منظور از محبت و دوستي دنيايي كه مذموم و ناپسند شمرده شده، نه اين است كه محبت و علاقه به كائنات و مخلوقات عالم كار درستي نيست چون بالاخره ما در اين وادي قدم نهاده­ايم و براي زندگي و پيشرفت در آن نياز به روابط و همزيستي مسالمت آميز با مخلوقات و موجودات این عالم داريم، بلكه مراد از حب دنيايي كه ناميمون و سد راه سلوك الی الله است علاقه به معني وابسته شدن و دلخوش و قانع بودن به امور مادي دنيوي و رضايت دادن به آن است. پس سخن در هدف و كمال مطلوب بودن دنیا است؛ در يك كلام آنچه زشت و از رذائل اخلاقي به شمار مي­رود دلبستگي و همه چيز را در ماديات ديدن است نه استفادۀ بجا و در راه حق از آنها[2]. بله فرق است بين علاقه به مال و فرزند(مثلاً) و بين قانع  بودن و رضايت دادن و غايت آمال قرار دادن آنها.
حب دنيا از منظر قرآن و سنت
به خاطر اهميتي كه اين مقوله در سرنوشت انسان ايفاء مي­كند در متون ديني ما خيلي به آن پرداخته شده است كه به گوشه­هايي از آنها اشاره مي­شود:
خداي تعالی مي­فرمايد:
«از كسي كه از ياد ما روي مي­گرداند و جز زندگي مادي دنيا را نمي­طلبند اعراض كن. اين آخرين حد آگاهي آنهاست».[3]
و در آيه­اي ديگر مي­فرمايد:
«آيا به زندگي دنيا به جاي آخرت راضي شده­ايد؟ با اينكه متاع زندگي دنيا در برابر آخرت جز اندكي نيست».[4]
بايد پرسيد كدام عاقلي به چيز اندك، آن هم اندكي كه از سود زياد، آدم را محروم كند راضي مي شود؟!
در اين مورد روايات فراوان نيز از ائمۀ معصومين رسيده است كه به عنوان نمونه به يكي از آنها اشاره مي­شود:
حضرت امام صادق (ع) مي­فرمايند:
« سرسلسلۀ تمام گناهان و معاصي الهي محبت دنيا است».[5]
تشبیهات دنیا و اهل آن
يكى از حكما حال انسان و فريفتگى وى را به دنيا و غفلت او را از مرگ و وقايع هولناك بعد از آن و فرو رفتن در لذات زودگذر فانى را كه آميخته به رنجها و ناملايمات است به شخصى تشبيه كرده كه در چاهى به ريسمانى آويخته و در ته چاه اژدهائى بزرگ، دهان گشوده منتظر سقوط اوست تا او را فرو برد و در بالاى آن چاه، دو موش سفيد و سياه پيوسته آن ريسمان را مى‏جوند و از بريدن آن درنگ نمى‏كنند و آن شخص با اينكه اژدها را مى‏بيند و بريدن ريسمان را مشاهده مى‏كند به اندكى عسل كه به ديوار چاه با خاك آميخته و زنبورها بر آن گرد آمده‏اند سرگرم شده و مشغول ليسيدن آن گشته و لذت مى‏برد و با آن زنبورها بر سر آن زد و خورد مى‏كند و همه حواس او به آنها متوجّه است و هيچ التفاتى به بالا و پائين خود ندارد.
در اين مثل، چاه همان دنياست و ريسمان عمر آدمى است و اژدهاى دهن گشوده مرگ است و دو موش شب و روزند كه ريسمان عمر انسان را مى‏جوند و عسل آميخته به خاك لذتهاى دنياست كه به كدورتها و درد و رنجها آلوده است و زنبورها اهل دنيا هستند كه بر آن گرد آمده مزاحم يكديگرند.
در خصوص سختی خلاصى از دنیا بعد از گرفتار شدن به آن و هر كه را گرفتارى بيشتر خلاصى آن مشكلتر، اهل دنيا را تشبيه كرده‏اند به كرم ابريشم كه بر دور خود مى‏تند و راه نجات خود را سد مى‏كند و هر چه بيشتر بر خود تنيد خلاصى آن مشكلتر مى‏شود تا بالاخره راه نجات مسدود و از غم و غصه هلاك مى‏شود و اكثر دنيا خواهان به اين حالت مبتلا هستند.
مثال زده‏اند دنيا را در طراوت اول و كثافت آخر، به طعمه لذيذ كه خورده مى‏شود، كه ابتداى آن در نهايت لطافت و پاكيزگى و چون خوردى و ساعتى از آن گذشت همه آن كثافت و نجاستى مى‏شود كه آدمى حتی از نگاه كردن به آن را كراهت دارد و همچنان كه هر طعامى كه چرب‏تر و لذيذتر است فضولات آن كثيف‏تر و متعفن‏تر است. همچنين هر چه شهوات دنيويه كه مرغوب‏تر و مطبوع‏تر باشد در وقت مرگ اذيّت و كراهت از دست دادن آن بيشتر و بلای آن عظيم‏تر خواهد بود.
اين مسأله در دنيا نيز محسوس است. زيرا هر چه محبت به آن بيشتر و لذت به وجود آن بالاتر است درد و الم و مصيبت و ماتم در فراق آن نيز افزون‏تر است و مرگ نيست مگر مفارقت از دنيا.[6]
آثار حب دنيای مذموم
معمولا گناهان از محبت مال و محبت جاه و مقام سرچشمه مي­گيرد؛ چه گناهان ظاهري همچون دزدي، ظلم به ديگران، ضعيف كشي و.. و چه گناهان باطني مانند رياء، سمعه، حسد، كينه توزي، تكبر و خود بزرگ بيني، تفاخر، زياده خواهي و... كه با اندك توجهي مي­توان رابطۀ اينها را با محبت دنيا به دست آورد.[7]
همين گرفتارى بدن است كه آدمى را از كار آخرت باز مى‏دارد. زيرا كه اين گرفتارى عبارت است از مشغولیتهاى دنیایی از حِرف و صناعتهايى كه مردم خود را به آن مشغول ساخته‏اند به نحوى كه خود و خالق خود را به کلی فراموش كرده‏اند و از كارى كه به جهت آن خلق شده‏اند غافل مانده‏اند و اگر بدانند كه فايده اين كسبها و شغلها چيست و به قدر ضرورت خود را مشغول آنها كنند كجا به دنيا چنين فرو مى‏روند و روز و شب خود را به آن صرف مى‏نمايند؟
وليكن چون حكمت آمدن به دنيا و قدر نصيب خود از اين عاريت سرا را نفهميدند پا از قدر حاجت بالاتر نهاده و خود را به مشغله های فراوانی گرفتار كرده­اند. حال آنکه اگر زهد را پیشۀ خود کرده بودند و دندان طمع و زیاده خواهی را کنده و به دوری انداخته بودند نه از راه می ماندند و نه این همه استرس و پریشانی خاطر به سراغشان می آمد. در ذیل اشاره­ای اجمال گونه به زهد می­شود شاید که چراغ راهی برای طی مسیر بندگی باشد.
زهد
زهد كليد در آخرت و رهايى از آتش است و آن عبارت از ترك تمام چيزهايى است كه تو را از خدا غافل مى‏كند، بدون آنكه بر آنها افسوس بخورى يا دچار عجب و خود پسندى شوى يا در انتظار بازگشت آنها باشى يا به دنبال حمد و ثنايى بر عمل خود باشى يا در طلب عوض بر كار خود باشى بلكه از دست دادن آنها را راحت و وجودشان را آفت بدانى و دائما از هر آفتى به‏سوى راحت بگريزى.
زاهد كسى است كه آخرت را بر دنيا و ذلت را بر عزّت و كوشش را بر راحت و گرسنگى را بر سيرى و سلامتى عقبى را بر محبت دنيا و توجه را بر غفلت ترجيح دهد و نفسش در دنيا باشد و قلبش در آخرت.[8]


[1] ـ ابن أ ثير،النهاية في غريب الحديث و الأ ثر،تحقيق محمود محمد الطناحي و طاهر احمد الرازي،مؤسسۀ اسماعيليان قم،چاپ چهارم،1364ش،واژه«دنو»؛صفي پور ،عبدالرحيم ابن عبدالكريم،منتهی الأرب في لغة العرب،كتابخانه سنائي،واژه «دنو»
[2] ـ استاد مطهري،مرتضي،مجموعۀ آثار،انتشارات صدرا،ج 22،ص217، نراقی،ملامهدی،جامع السعادات،تعلیق و تصحیح سید محمد کلانتر،مؤسسه الأعلمی للمطبوعات بیروت،چاپ چهارم،ج2ص21
[3] ـ نجم:29 و 30
[4] ـ توبه:38
[5] ـ کلینی،یعقوب،اصول کافی،تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری،دارالکتب الإسلامیه،چاپ ششم،1375ش،ج2،ص 315
[6] ـ نراقى‏، ملا احمد؛معراج السعادة، انتشارات هجرت ،چاپ : پنجم‏‏،1377 ش،صص346و347؛ مجتبوى‏، سيد جلال الدين؛ علم اخلاق اسلامى،‏ انتشارات حكمت، چاپ : چهارم‏، 1377 ش،ج3،ص57
[7] ـ نراقى‏، ملا مهدى؛ جامع السعادات‏، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت‏، چاپ : چهارم‏،: تصحيح و تعليق، سيد محمد كلانتر ،ج2ص24
[8] ـ منسوب به امام صادق عليه‏السلام‏؛: مصباح الشريعة، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، چاپ : اول‏،1400 هجرى‏،باب31،ص96



منبع : پژوهه

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank