پرتال دانشگاهی کشور پرتال دانشگاهی کشور
University Portal of Iran

کلمات مرتبط

    نتایج کارشناسی ارشد 97 نتایج ارشد 97 دفترچه کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد امریه سربازی استخدام تامین اجتماعی استخدام شرکت نفت استخدام آموزش و پرورش استخدام بانک پذیرش بدون کنکور منابع کارشناسی ارشد منابع دکتری استخدام شهرداری آگهی استخدام پليس استخدام نیروی انتظامی لیست همایش های بین المللی لیست سمینار لیست کنفرانس سالن همایش مقاله ISI دانشگاه پيام نور استخدام بانک پاسارگاد سازمان سما استخدام بانک شهر استخدام بانک گردشگری آگهی استخدام بانک صادرات استخدام بانک پارسیان پودمانی علمی کاربردی 97 استخدام دولتی استخدام استانداری استخدام آتش نشانی استخدام وزارت نيرو استخدام ديپلم استخدام برنامه نویس استخدام حسابدار نمونه سئوالات کارشناسی ارشد نمونه سئوالات دکتری ارزشیابی مدرک دانشگاه پیام نور فراگير دانشپذير مدرک دیپلم مدرک کارشناسی انتخاب رشته کنکور سراسری 97 عدح.هق daneshgah پردیس دانشگاهی شهریه دانشگاهها آگهی استخدام تهران azad karshenasi arshad kardani peyvasteh azmoon konkoor mba مجازی mba یکساله مدرک mba
 اخبار دانشگاهی کشور / اخلاق          10 اسفند 1389 - 01 March 2011


انتقام از ریشه «ن ـ ق ـ م» و در لغت به معناى انكار كردن، كینه كشیدن، كیفر دادن، مؤاخذه همراه با كراهت و مبالغه در كیفر و عقوبت آمده است.[1] در اصطلاح به عقوبتى خاص اطلاق مى‌شود؛ یعنی فرد در برابر كسى كه به او بدى كرده به همان اندازه یا بیشتر بدى كند؛[2] همچنین انتقام گاه به انسان نسبت داده مى‌شود و گاه به خداوند. تفاوت آنها در این است كه انتقامهاى بشرى بیشتر در پى زیانى است كه فرد بر اثر عجز از ناحیه دشمن دیده و بدین وسیله مى‌خواهد ناكامى و شكست خود را جبران كند اما انتقام الهى بر اثر آسیب دیدن خداوند یا براى تشفى خاطر نیست بلكه انتقام او به معناى كیفر دادن گناهكاران بر اساس حق و عدالت است.[3] انتقام بشرى نیز به فردى و اجتماعى تقسیم مى‌شود. انتقام فردى بیشتر برخاسته از احساس و غایت آن آرامش و تسلی خاطر است؛ اما انتقام اجتماعى كه در قالب قصاص و مجازات صورت مى‌گیرد غالباً مبتنى بر عقل و هدف آن حفظ نظامِ، اصلاح و تربیت افراد جامعه و بستن راههاى ناامنى در اجتماع است و این نوع از انتقام بیشتر در قلمرو وظایف حكومت است.[4]
انگیزه­هاى انتقام جویى
انگیزه­هاى انتقام جویى نیز فراوان است. از جمله: تنگ نظرى، كوته بینى، عدم آینده نگرى، حسد، كینه توزى، ضعف نفس، هواپرستى و بسیارى از صفتهای زشت دیگر كه هر كدام به تنهایى یا به ضمیمه دیگرى، آتش انتقام جویى را در دل انسان­ها مى­افروزد و مردم را به جان هم مى­اندازد؛ نظام اجتماعى را به هم مى ریزد و گاه باعث ضایع شدن اموال و نفوس و از میان رفتن قدرت جامعه­ها و كشورها مى­گردد.
از جمله معانی انتقام عقوبت است لیكن نه هر عقوبت بلكه عقوبتی مخصوص؛ یعنی دشمن را به همان مقدار كه تو را آزار رسانده و یا بیش از آن آزار برسانى كه در شرع اسلام بیش از آن ممنوع می­باشد. چنانچه در قرآن کریم می­فرماید:
«و (به طور کلی) هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی کنید! و از خدا بپرهیزید (و زیاده روی ننمایید)! و بدانید خدا با پرهیزکاران است».[5]
اقسام انتقام:
حس انتقامجویى یك اصل حیاتى است كه خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتى برخى حیوانات به ودیعه نهاده است؛ لیكن بهره­ورى از این حس خدادادى به تناسب مورد، داراى احكام و وجوه گوناگونى است كه مى‌توان آن را به انتقام پسندیده، مباح و ناپسند تقسیم كرد.
1- انتقام لازم:
انتقامى است كه بر اساس معیار عقلانی انجام مى­پذیرد و آن انتقام اجتماعى است كه غرض از آن، حفظ نظام و احقاق حق عمومی است. اسلام با هرگونه ظلم و تعدى، به فرد یا جامعه مخالف است. از این‌رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امرى ممدوح و گاه واجب مى‌شمارد.
به عبارت دیگر یك قسم انتقام، حق آحاد اجتماع است و قسم دیگر حق قانون و سنت است؛ زیرا قانون كه مسئول تعدیل زندگى مردم است خود مانند یك فرد، سلامتى و مرض دارد و سلامتى و استقامتش اقتضا مى­كند كه مجرم متخلف را كیفر كند و همانطور كه او سلامتى و آرامش و استقامت قانون را سلب نموده به همان مقدار، قانون نیز تلافى نموده، از او سلب آسایش مى­كند. قرآن كریم در آیات 14و 15 سوره مبارکه توبه به مسلمانان فرمان مى‌دهد كه با كافران و مشركان نبرد كنند تا ضمن رفع شرك و كفر از روى زمین، خشم مؤمنان ستمدیده فرو نشسته و دلهاى آنان تشفى یابد:
«با آنها پیکار کنید که خداوند آنان را به دست شما مجازات می‌کند و آنان را رسوا می‌سازد و سینه گروهی از مؤمنان را شفا می‌بخشد؛ (و بر قلب آنها مرهم می‌نهد)* و خشم دلهای آنان را از میان می‌برد!...»[6]
حال به آسانى مى­توان فهميد كه هر جا در قرآن كريم و سنت، انتقام به خدا نسبت داده شده منظور از آن، انتقامى است كه حقى از حقوق دين الهى و شريعت آسمانى ضايع شده باشد و حقى از حقوق مجتمع اسلامى از بین رفته باشد، هر چند كه در پاره­اى موارد حق فرد را هم تامين كند؛ مانند مواردى كه شريعت و قانون دين، داد مظلوم را از ظالم مى­ستاند كه در اين موارد، انتقام هم حق فرد است و هم حق اجتماع. در اين گونه موارد نبايد توهم كرد كه مقصود خدا از انتقام، رضايت خاطر است؛ چون ساحت او مقدس و مقامش عزيزتر از اين است كه از ناحيه جرم مجرمين و معصيت گنهكاران متضرر شود و از اطاعت مطيعين منتفع گردد.[7]
2- انتقام مجاز:
اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدى براى دیگران نداشته باشد این كار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا كه انسان در این‌گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است:
«کیفر بدی، مجازاتی است همانند آن و هر کس عفو و اصلاح کند پاداش او با خداست؛...* و کسی که بعد از مظلوم‌شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست؛»[8]
البته گرفتن انتقام از بدى كننده به طور مطلق و در همه موارد روا نیست بلكه در مواردى جایز است كه اسلام آن را روا دانسته باشد. از جمله موارد مباح عبارت است از انتقام گرفتن از استهزا كنندگان و رویارویى با آنان: «اگر ما را مسخره می‌کنید، ما نیز شما را همین‌گونه مسخره خواهیم کرد!».[9]
استهزا هرچند در ابتدا امرى قبیح است؛ اما به عنوان مقابله به مثل و مجازات، به ویژه آنجا كه فایده‌اى عقلایى بر آن مترتب باشد جایز است و نیز اگر فردى انسانى را بكشد یا جراحتى بر او وارد كند انتقام گرفتن از او جایز خواهد بود: «...جان در مقابل جان،...و هر زخمی، قصاص دارد؛...».[10]
3- انتقام مذموم و ناروا:
قسم دیگری از انتقام وجود دارد که انتقام منفی، مذموم و ناروا محسوب شده و درست در مقابل یكى از بزرگترین فضائل اخلاقى یعنی عفو و گذشت قرار می­گیرد.
بسیارى از مردم كینه­ها را در سینه­هاى خود پنهان مى­كنند و به طور دائم در انتظار روزى هستند كه بر دشمن پیروز شوند و چندین برابر از او انتقام بگیرند؛ نه فقط بدى را به بدى پاسخ گویند بلكه یك بدى را به چندین بدى پاسخ دهند و از همه بدتر این كه گاه به این صفت رذیله و بسیار زشت افتخار هم مى­كنند.
اگر انتقام، برخاسته از تعصبهاى جاهلانه، دشمنی­هاى ناروا و همراه با تجاوز و تعدى باشد ناروا و مذموم است؛ زیرا در این انتقامها نه تنها حقى احقاق نشده و ظلمى برطرف نمى‌گردد بلكه موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت. انتقامى كه در روایات و كتب اخلاقى از رذایل اخلاقى شمرده شده و مؤمنان از آن نهى شده‌اند همین قسم از انتقام است. غارتها، هتك ناموس­ها، قتل عام­ها معمولا زاییده همین خوى زشت حیوانى است.
شرایط انتقام:
البته انتقام در این دو مورد یعنى انتقام لازم و انتقام مجاز شرایطى دارد:
1-رعایت اعتدال و حدود الهى؛ به این معنا كه انتقام باید به اندازه بدى و ظلمى باشد كه به انسان شده است:
«کیفر بدی، مجازاتی است همانند آن؛... خداوند ظالمان را دوست ندارد!»[11]
این آیه اشاره به این دارد كه اگر فرد در گرفتن انتقام از حدّ اعتدال تجاوز كند ظالم شمرده شده و مورد خشم خداوند قرار خواهد گرفت. بنابراین، در انتقام گرفتن نباید مرتكب فساد و كار حرام شد.
2-استمداد از دیگران و قانون: در برخى موارد از جمله قصاص، لازم است فرد ستمدیده براى گرفتن حق خویش، از دیگران و از قانون استمداد كند. قرآن در آیه 41 سوره مبارکه شورى به مسئله یارى طلبیدن از دیگران اشاره كرده و مى‌گوید:
«و کسی که بعد از مظلوم‌ شدن یاری طلبد، ایرادی بر او نیست»[12]
یارى گرفتن از دیگران هم شامل مؤمنان و هم قانون است و حكمت این امر نیز آن است كه در برخى موارد فرد به تنهایى قادر به گرفتن انتقام خویش نیست یا اگر خود به طور یك ‌جانبه اقدام به انتقام كند موجب هرج و مرج شده و پیامدهاى ناگوارى براى خود و جامعه خواهد داشت.[13]
عفو و گذشت در مقابل انتقام:
در صورتى كه ظلم و بدى متوجه حقوق عموم بوده و گرفتن انتقام موجب جلوگیرى از ظلم، فساد و ناامنى گردد دین اسلام، گرفتن انتقام را لازم دانسته و بر آن تأكید كرده است؛ اما آنجا كه حقوق فردى در میان است و گذشتن از انتقام، مفسده‌اى در پى ندارد اسلام عفو را از انتقام بهتر دانسته و كسانى را كه از حقوق خویش بگذرند مستحق پاداش و اجر الهى دانسته است:
«کیفر بدی، مجازاتی است همانند آن و هر کس عفو و اصلاح کند پاداش او با خداست؛...* اما کسانی که شکیبایی و عفو کنند این از کارهای پرارزش است!»[14]
همچنین خداوند متعال، در آیه 126 و 127 سوره مبارکه نحل، پیامبر و مسلمانان را در برابر ستمى كه مشركان به آنان روا داشته‌اند به صبر و گذشت از انتقام فرا مى‌خواند:
«و هر گاه خواستید مجازات کنید تنها بمقداری که به شما تعدی شده کیفر دهید! و اگر شکیبایی کنید این کار برای شکیبایان بهتر است.* صبر کن و صبر تو فقط برای خدا و به توفیق خدا باشد!...»[15]
در روایات آمده است كه این آیه در جنگ احد نازل شد؛ در آن هنگام كه چشم پیامبر(ص) به بدن رشید حمزه افتاد كه در خاك و خون غلتیده بود و دشمن سنگدل سینه و پهلوى او را شكافته و كبد (یا قلب) او را بیرون كشیده بود و گوش و بینى او را نیز قطع كرده بود. پیغمبر(ص) بسیار منقلب و ناراحت شد و بعد از حمد و سپاس الهى و شكایت به درگاه او فرمود: اگر من بر آنها غلبه یابم آنها را مُثله خواهم كرد» (و طبق روایت دیگرى فرمود: با هفتاد نفر از آنها همین معامله مى­كنم.) آیه فوق نازل شده و دستور به عدم تعدى در مجازات داد و مسلمانان را دعوت به صبر (و عفو) نمود. بلافاصله پیامبر(ص) عرض كرد: «خدایا صبر مى­كنم، صبر مى­كنم».[16]
همچنین طبق روایات دیگر، با وجود اینكه اهل مكه به پیامبر بسیار ستم كردند و یاران آن حضرت نیز در روز فتح مكه شعار انتقام سر مى‌دادند؛ ولى پیامبر(ص)سخن از عفو و رحمت بر زبان آورد و خطاب به مردم مكه فرمود: «بروید و همه شما آزادید».[17]
در روایات دیگر نیز آمده است كه پیامبر هیچ‌گاه براى حق شخصى، از كسى انتقام نگرفت، مگر اینكه محرمات الهى هتك مى‌گردید.[18]
اسلام نه تنها مؤمنان، را به عفو و گذشت از حق خویش فرا خوانده، بلكه گامى پیش‌تر نهاده و به مؤمنان سفارش مى‌كند كه بدى را با خوبى پاسخ دهند؛
«هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است گویی دوستی گرم و صمیمی است!»[19]
به هر حال عفو و مجازات هر كدام جایگاه ویژه­اى دارند؛ عفو در جایى است كه انسان قدرت بر انتقام و مقابله به مثل دارد و اگر راه عفو را پیش مى­گیرد از موضع ضعف نیست؛ این عفو، مفید و سازنده است؛ هم براى مظلومى كه پیروز شده است؛ زیرا سبب صفاى دل و تسلط او بر هواى نفس مى­شود و هم براى ظالمى كه مغلوب گشته است؛ زیرا او را به اصلاح خویشتن وا مى­دارد.
در حدیثى از امیرمؤمنان على(ع) مى­خوانیم:
«اَلْعَفُوُ یفْسِدُ مِنَ اللَّئیمِ بِقَدْرِ اِصْلاحِهِ مِنَ الْكَریمِ»
عفو و گذشت افراد لئیم و پست را فاسد مى­كند به همان اندازه كه افراد با شخصیت را اصلاح مى­نماید.[20]
در حدیث دیگرى از همان امام همام آمده است كه فرمود:
«جازِ بِالْحَسَنَةِ وَ تَجاوَزْ عَنِ السَّیئَةِ ما لَمْ یكُنْ ثَلَماً فِى الدینَ اَوْ وَهْناً فى سُلْطانِ الاِْسلامِ»
نیكى­ها را به نیكى پاداش بده و از بدى­ها صرف نظر كن تازمانیکه كه لطمه­اى بر دین یا سستى بر حكومت اسلامى وارد نمى­كند».[21]
حضرت امام زین العابدین(ع) می­فرمایند:
«حق كسى كه به تو بدى كرده این است كه او را عفو كنى ولى اگر مى­دانى عفو او سبب زیان مى­شود مى­توانى انتقام بگیرى. خداوند متعال مى­فرماید: كسى كه بعد از مظلوم شدن یارى طلبد (و به مجازات ظالم بپردازد) ایرادى بر او نیست».[22]
راههای درمان انتقام جویى:
بهترین راه براى درمان صفت رذیله انتقام جویى، تفكر درباره پیامدهاى این صفت است؛ هنگامى كه انسان ببیند عفو و گذشت چه بركاتى در دنیا و آخرت دارد و چگونه سبب قدرت و آبرو و عظمت نزد خلق و خالق مى شود در حالى كه انتقام جویى، جان و مال و آبروى او را با انواع خطرات مواجه مى­كند.
از سوى دیگر هنگامى كه ریشه­هاى انتقام جویى را بشناسد و به درمان یك یك آنها بپردازد،با از میان رفتن علت، معلول نیز از میان خواهد رفت و كینه توزى و انتقام جویى جاى خود را به دوستى و محبت و عفو و گذشت خواهد سپرد.


[1] - راغب اصفهانی؛ حسین بن محمد، مفردات، دارالعلم دارالشامیه، بیروت، 1412ق، ص 822
[2] - طباطبایی، سید محمد حسین؛ الميزان في تفسير القرآن، قم،‏ دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ مدرسين حوزه علميه قم‏، 1417ق، ، ج12، ص86.
[3] - همان، ص 87 .
[4] - همان، ص 86 .
[5] - سوره مبارکه بقره/ آیه 194. «فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ.»
[6] - «قـتِلوهُم يُعَذِّبهُمُ اللّهُ بِاَيديكُم ويُخزِهِم ويَنصُركُم عَلَيهِم و يَشفِ صُدورَ قَوم مُؤمِنين * و يُذهِب غَيظَ قُلوبِهِم»
[7] - الميزان في تفسير القرآن، ج‏12، ص: 86.
[8] - «وَجَزَاءُ سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ... (*) وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَیهِمْ مِنْ سَبِیلٍ». (شورى/40 ـ 41)
[9] - «إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ» (هود/38)
[10] - «...اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ ... والجُروح قِصاص...» (مائده/45)
[11] - «وَجَزَاءُ سَیئَةٍ سَیئَةٌ مِثْلُهَا ... إِنَّهُ لَا یحِبُّ الظَّالِمِینَ» (شورى/40)
[12] - «وَلَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولَئِكَ مَا عَلَیهِمْ مِنْ سَبِیلٍ»
[13] - مركز فرهنگ و معارف قرآن؛دائرة المعارف قرآن کریم، قم، بوستان کتاب، 1383، چاپ اول، ج4، واژه انتقام.
[14] - «وجَزؤُا سَيِّئَة سَيِّئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا و اَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَى اللّهِ ... (*) و لَمَن صَبَرَ و غَفَرَ اِنَّ ذلِكَ لَمِن عَزمِ الاُمور» (شورى/42 و 43)
[15] - «و اِن عاقَبتُم فَعاقِبوا بِمِثلِ ما عوقِبتُم بِهِ ولـَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَيرٌ لِلصّـبِرين (*) واصبِر و ما صَبرُكَ اِلاّ بِاللّه ...»
[16] - «اَصْبِرُ اَصْبِرُ». بحار، ج20، ص93.
[17] - :«اِذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطُّلَقَاء». كليني محمدبن يعقوب، الكافی، علی اکبر غفاری،بیروت، ج3، ص513.
[18] - المتقی الهندی؛ کنزالعمال، بیروت لبنان، موسسة الرسالة، 1399هـ، چاپ پنجم، ج 7، ص 221.
[19] - «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ».(فصّلت/34)
[20] - مجلسی محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالكتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج‏74، ص 421.
[21] - عبد الواحد، آمدی؛ تصنیف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، 1378،چاپ دوم،ص 245.
[22] - بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، ج71، ص 9.



منبع : پژوهه

خبرنامه - شبکه های اجتماعی

آمار سایت

    تندیس جشنواره

    pagerank